کارشناس مسائل ترکیه میگوید: آنکارا نه خواهان پیروزی قاطع هیچیک از بازیگران منطقهای در جنگ است و نه از بیثباتی و ادامه درگیری سود میبرد. در واقع ترکیهای در تلاش است تا با بازی در دو سر طیف جنگ منافع خود را تضمین کند.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بار دیگر نقش بازیگران منطقهای را معادلات برجسته کرد. در این میان، ترکیه از جمله کشورهایی بود که همزمان با محکوم کردن گسترش درگیریها، تلاش کرد از مسیر دیپلماسی و رایزنیهای امنیتی، از تشدید تنشها جلوگیری کند.
هرچند درباره رویکرد دوگانه ترکیه در محکومیت ظاهری اسرائیل و حفظ ارتباطات تجاری با آن ابهامهایی وجود دارد، اما به نظر میرسد سیاست کلی آنکارا بر جلوگیری از بیثباتی در منطقه استوار بوده است.
در گفتوگو با علی حیدری کارشناس مسائل ترکیه، بررسی کردیم که آیا آنکارا از ادامه تنش سود میبرد یا از پایان آن، آینده روابط تهران و آنکارا پس از جنگ چگونه خواهد بود و ترکیه چه نگاهی به موازنه قدرت در منطقه دارد.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.

ترکیه خواهان حفظ موازنه قدرت است
*از نگاه شما، ترکیه در شرایط فعلی چه رویکردی نسبت به ایران و جنگ ایران و آمریکا دنبال میکند؟ منافع آنکارا اقتضا میکند که تنش ادامه یابد یا پایان پیدا کند؟ آیا ترکیه مانند برخی کشورهای عربی از توافق احتمالی حمایت میکند یا تداوم وضعیت تعلیق را به نفع خود میداند؟
نگاه ترکیه این بود که جنگ در منطقه موجب بیثباتی میشود و این بیثباتی از نظر اقتصادی به سود ترکیه نیست، زیرا سرمایهگذاریها و برنامههای اقتصادی این کشور در منطقه را با چالش مواجه میکند.
به طور کلی، در دوره ترامپ، رویکرد ترکیه بر نزدیکی به دولت ترامپ و همراهی نسبی سیاست خارجی آن با سیاستهای آمریکا در منطقه استوار بوده است. با این حال، در موضوع جنگ ایران، ترکیه تلاش کرد اولاً مانع وقوع جنگ شود و ثانیاً در صورت آغاز درگیری، به پایان هرچه سریعتر آن کمک کند.
در همین راستا، مقامات ترکیه تلاشهای دیپلماتیک گستردهای انجام دادند. وزیر امور خارجه ترکیه در کنار همتایان عربستانی، قطری و پاکستانی خود موضوع میانجیگری را دنبال میکرد و به صورت روزانه با طرفهای مختلف در تماس بود.
در حوزه میدانی نیز، با توجه به اینکه اسرائیل و آمریکا تلاش داشتند از ظرفیت گروههای مسلح کُرد ضدایرانی برای ناامنسازی مرزهای ایران و ایجاد درگیری در داخل کشور استفاده کنند، آقای اردوغان تماسهایی برقرار کرد و خواستار جلوگیری از چنین اقدامی شد. همچنین وزیر دفاع ترکیه با همتای ایرانی خود تماسهایی داشت و وزارت دفاع ترکیه نیز همکاریهایی با طرف ایرانی انجام داد که نتیجه آن، سرکوب مواضع گروههای مسلح ضدایرانی در اقلیم کردستان عراق بود.
البته این موضوع تنها عامل جلوگیری از تحرکات این گروهها نبود. اقدامات گروههای مقاومت عراق، اقدامات نظامی و سیاسی ایران و همچنین گفتوگوها و اولتیماتومهای تهران به مقامات اقلیم کردستان عراق نیز در این زمینه نقش مهمی داشت، اما به هر حال ترکیه نیز تلاش کرد نقش خود را ایفا کند.
دلیل این رویکرد هم روشن است. ایجاد ناامنی در ایران میتوانست ناامنی را به ترکیه نیز منتقل کند. از سوی دیگر، قدرت گرفتن گروههای مسلح کُرد در هر نقطهای از منطقه، میتواند به صورت زنجیرهای سایر مناطق کردنشین، از جمله مناطق کردنشین ترکیه را نیز تحت تأثیر قرار دهد و برای آنکارا مشکلات امنیتی ایجاد کند. به همین دلیل، ترکیه اصولاً تحمل نمیکند که گروههای مسلح کُرد در کشورهای منطقه، چه در شمال سوریه، چه در ایران و چه در سایر مناطق، به قدرت برسند. در عراق نیز اکنون ثبات نسبی برقرار است و فضایی برای قدرتگیری این گروهها وجود ندارد.
بازی آنکار در دو سر طیف جنگ
*اگر این جنگ به گونهای ادامه پیدا میکرد که موازنه قدرت در منطقه به سود آمریکا و در نتیجه اسرائیل تغییر میکرد، ترکیه این وضعیت را چگونه ارزیابی میکرد؟ بهویژه با توجه به اینکه اخیراً مواضع ضداسرائیلی اردوغان نیز پررنگتر شده است.
ترکیه علاقهای ندارد که موازنه قدرت موجود در منطقه تغییر اساسی پیدا کند. اگر هر یک از قدرتهای منطقهای، چه ایران، چه اسرائیل یا سایر بازیگران، بر رقیب خود کاملاً غلبه کند، این وضعیت برای ترکیه مطلوب نخواهد بود؛ زیرا توازن منطقهای به هم میخورد و برنامههای منطقهای ترکیه که بر پایه همین موازنه طراحی شده، با مشکل روبهرو میشود.
درست است که ترکیه از کاهش نفوذ ایران در سوریه بهرهبرداری کرد، اما اگر این ضعف به معنای فروپاشی حکومت ایران باشد، نتیجه آن تبدیل شدن اسرائیل به قدرت مسلط منطقه خواهد بود و این برای ترکیه خطرناک است؛ زیرا میان دو طرف رقابتهای ژئوپلیتیکی جدی وجود دارد و بهترین وضعیت برای آنکارا، حفظ توازن قدرت است.
همانطور که کاهش نفوذ ایران در سوریه موجب شد ترکیه و اسرائیل وارد تنش شوند، در سطح گستردهتر منطقه نیز چنین وضعیتی میتواند تکرار شود. بنابراین، ترکیه خواهان حذف هیچیک از بازیگران اصلی منطقه نیست.
در حوزه اقتصادی، هرچند روابط تجاری میان ترکیه و اسرائیل همچنان بهطور غیرمستقیم و از طریق کشورهای ثالث ادامه دارد، اما در حوزه سیاسی و نظامی، روابط دو طرف در دوره بنیامین نتانیاهو به پایینترین سطح خود رسیده است. به نظر من تا زمانی که نتانیاهو در قدرت باشد، بعید است روند عادیسازی روابط آغاز شود، هرچند پس از آن چنین احتمالی وجود دارد.
در حال حاضر نیز ترکها نگران هستند که پس از غزه، لبنان، سوریه و ایران، نوبت به خود آنها برسد. به همین دلیل، در سطح سیاسی شاهد درگیریهای لفظی میان دو طرف هستیم و آنکارا معتقد است که اقدامات ضدترکیهای اسرائیل ممکن است ابتدا از سوریه آغاز شود و در ادامه به ترکیه نیز کشیده شود.
بهرهبرداری ترکیه از اتفاقات ایران برای تقویت منافع ملی؟
*درباره روابط ایران و ترکیه پس از جنگ چطور؟ اگر مذاکرات پیش برود و توافقی، هرچند نه چندان پایدار، میان ایران و آمریکا حاصل شود، روابط تهران و آنکارا تغییر خواهد کرد یا روند فعلی ادامه مییابد؟
ترکیه به دلیل برخورداری از زیرساختهای مناسب اقتصادی، همواره تلاش میکند از تحولات منطقهای بیشترین منفعت را برای خود به دست آورد. این موضوع را در دوران جنگ ایران و عراق، در دوره برجام و همچنین در تمامی تنشهای دو دهه گذشته میان ایران و غرب مشاهده کردهایم.
در هر دوره، ترکیه متناسب با شرایط جدید، منافع ملی خود را بازتعریف کرده و از فرصتهای ایجادشده بهره برده است. پس از برجام نیز شاهد بودیم که روابط اقتصادی ایران و ترکیه وارد مرحله جدیدی شد و حجم تجارت میان دو کشور افزایش یافت.
در شرایط فعلی نیز، چه وضعیت اقتصادی و تجاری ایران دشوارتر شود و چه توافقی میان ایران و آمریکا حاصل شود که زمینه گشایشهای اقتصادی را فراهم کند، به نظر من ترکیه در هر دو حالت خواهد توانست منافع خود را تأمین کند؛ زیرا زیرساخت لازم برای استفاده از هر دو سناریو را در اختیار دارد.
از سوی دیگر، ایران به عنوان همسایهای بزرگ، هم از نظر جمعیتی و هم از نظر جغرافیایی، ظرفیت بالایی برای گسترش روابط اقتصادی با ترکیه دارد و آنکارا نیز تمایل دارد از این ظرفیت استفاده کند.
*بنابراین اگر تحریمها کاهش پیدا کند، ایران نیز میتواند از این شرایط منتفع شود و روابط اقتصادی با ترکیه گسترش یابد؟
بله. همانطور که ترکیه از این وضعیت منتفع میشود، ایران نیز باید بر اساس منافع ملی خود از فرصتهای پیشرو استفاده کند. با توجه به اینکه امارات احتمالاً پس از جنگ جایگاه پیشین خود را در سپهر اقتصادی ایران نخواهد داشت، به نظر من ترکیه، در کنار پاکستان و عمان، میتواند در میانمدت و بلندمدت نقش مهمتری در تجارت خارجی ایران ایفا کند و تا حدی جایگزین بنادر امارات در مبادلات تجاری با ایران شود.