بازار؛ گروه بینالملل: اگرچه با برقراری آتشبس میان ایران و آمریکا و ازسرگیری تدریجی صادرات نفت از خلیج فارس، بازار جهانی نفت تا حدودی آرام شده، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیامدهای این بحران هنوز پایان نیافته است. خبرگزاری رویترز در تازهترین گزارش از بازار نفت خود هشدار داده که بحران تنگه هرمز، اگرچه از نظر زمانی با شوکهای بزرگ نفتی گذشته قابل مقایسه نیست، اما میتواند همانند بحران نفتی سال ۱۹۷۳، مسیر سیاستگذاری انرژی جهان را برای سالهای آینده تغییر دهد. در ادامه، مهمترین بخش های این گزارش تقدیم حضور خواهد شد.
امنیت انرژی، اولویت نخست دولتها پس از بحران هرمز!
بسته شدن تنگه هرمز برای بیش از سه ماه، یکی از بزرگترین شوکهای عرضه نفت طی دهههای اخیر را رقم زد. هرچند بازگشایی این آبراه راهبردی و ازسرگیری صادرات نفت، از شدت نگرانیها در بازار کاست، اما تجربه این بحران بار دیگر نشان داد که اقتصاد جهانی همچنان در برابر اختلال در مسیرهای انتقال انرژی آسیبپذیر است.
به اعتقاد تحلیلگران، مهمترین پیامد این بحران نه افزایش موقت قیمت نفت، بلکه تغییر نگاه دولتها نسبت به مفهوم امنیت انرژی است. اگر طی سالهای گذشته بسیاری از کشورها تامین ارزانترین منابع انرژی را در اولویت قرار میدادند، اکنون اطمینان از پایداری عرضه و کاهش وابستگی به گلوگاههای ژئوپلیتیکی، به یکی از مهمترین اهداف سیاستگذاران تبدیل شده است.

رویترز با اشاره به تجربه بحران نفتی سال ۱۹۷۳ معتقد است شوکهای بزرگ انرژی معمولا فراتر از نوسانات قیمت عمل کرده و در نهایت به تغییرات ساختاری در بازار جهانی منجر میشوند؛ درست همانگونه که تحریم نفتی کشورهای عربی، زمینهساز شکلگیری ذخایر راهبردی نفت، توسعه میادین جدید و اصلاح سیاستهای مصرف انرژی در بسیاری از کشورهای صنعتی شد.
اگرچه شباهتهایی میان بحران اخیر و شوک نفتی نیمقرن پیش وجود دارد، اما بازار انرژی امروز تفاوتهای قابل توجهی با دهه ۱۹۷۰ دارد. در آن زمان، اقتصاد جهانی وابستگی بسیار بیشتری به نفت داشت و گزینههای جایگزین برای تامین انرژی نیز محدود بودند. اما اکنون توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، گسترش خودروهای برقی، رشد ظرفیت نیروگاههای هستهای و پیشرفت فناوری ذخیرهسازی انرژی، ابزارهای بیشتری را در اختیار دولتها قرار داده است.
به همین دلیل، هرچند نفت همچنان مهمترین منبع تامین انرژی جهان محسوب میشود، اما شوکهای عرضه میتوانند روند سرمایهگذاری در فناوریهای جایگزین را سرعت ببخشند؛ روندی که پیش از این نیز با سیاستهای کاهش انتشار کربن آغاز شده بود. لذا، از نگاه تحلیلگران، بحران تنگه هرمز ممکن است به جای آنکه موجب افزایش بلندمدت قیمت نفت شود، انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی را تقویت کند.
تغییر رفتار مصرفکنندگان بزرگ انرژی
، تغییر رویکرد کشورهای واردکننده نفت را می توان یکی از مهمترین پیامدهای بحران اخیر دانست. اقتصادهای بزرگ آسیا که بخش عمده نیاز انرژی خود را از خلیج فارس تامین میکنند، اکنون بیش از گذشته به دنبال متنوعسازی منابع واردات، افزایش ذخایر راهبردی و سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی هستند.

در اروپا نیز که طی کمتر از پنج سال گذشته ابتدا با بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین و سپس با اختلال در عرضه نفت خاورمیانه روبرو شده، سیاستگذاراناکنون در تلاش هستند تا وابستگی به منابع محدود تامین انرژی را کاهش دهند.
به باور رویترز، تکرار بحرانهای ژئوپلیتیکی طی سالهای اخیر، این پیام را برای دولتها به همراه داشته که امنیت عرضه انرژی دیگر صرفا یک موضوع اقتصادی نبوده و اکنون به بخشی از راهبرد امنیت ملی کشورها تبدیل شده است.
آیا شوک نفتی جدید در راه است؟
اگرچه بازار نفت پس از برقراری آتشبس بخش قابل توجهی از التهاب خود را از دست داده، اما کارشناسان معتقدند نباید آثار بلندمدت این بحران را تنها با روند قیمتها سنجید.
تجربه تاریخی نشان میدهد بزرگترین شوکهای انرژی جهان، بیش از آنکه در قیمت نفت ماندگار شوند، بر تصمیمات سرمایهگذران، سیاستهای صنعتی و الگوی مصرف انرژی اثر گذاشتهاند. از این منظر، بحران اخیر نیز میتواند آغازگر دور تازهای از سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین، توسعه ذخایر راهبردی و بازنگری در مسیرهای تامین نفت باشد.
به اعتقاد رویترز، اگر تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ جهان را به سمت اصلاح الگوی مصرف و افزایش امنیت انرژی سوق داد، بحران تنگه هرمز نیز ممکن است نقش مشابهی در دهه پیشرو ایفا کند؛ با این تفاوت که اینبار، فناوریهای نوین و سیاستهای گذار انرژی، مسیر این تحول را سریعتر از گذشته هموار خواهند کرد.
آینده بازار نفت؛ رقابت برای امنیت و نه فقط قیمت!
شاید مهمترین پیام بحران اخیر آن باشد که رقابت در بازار جهانی انرژی دیگر صرفا بر سر قیمت نفت نیست. در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیکی به یکی از مهمترین ریسکهای اقتصاد جهان تبدیل شده، کشورها تلاش میکنند زنجیره تامین انرژی خود را در برابر شوکهای احتمالی مقاومتر کنند.
از این منظر، بحران تنگه هرمز را میتوان فراتر از یک اختلال موقت در عرضه نفت ارزیابی کرد؛ رخدادی که ممکن است همانند شوک نفتی سال ۱۹۷۳، سیاستهای انرژی جهان را وارد مرحلهای تازه کند که در آن، امنیت عرضه، تنوع منابع و توسعه فناوریهای جایگزین، بیش از هر زمان دیگری در کانون تصمیمگیری دولتها و شرکتهای بزرگ انرژی قرار خواهد گرفت.