صخرههایی عظیم و نوکتیز – رو به آسمان؛ اینجا فقط یک پدیده غریب طبیعی نیست؛ روستایی بنبست است در دامنههای کوهستان سهند. جایی که هنوز هم مردمش داخل این صخرههای سیاه و بزرگ زندگی میکنند. باورش سخت است که در این قلههایی که باد و باران شکلهای عجیب و گاهی ترسناک از آن ساختهاند هم بشود زندگی کرد.
صخرههایی عظیم و نوکتیز – رو به آسمان؛ اینجا فقط یک پدیده غریب طبیعی نیست؛ روستایی بنبست است در دامنههای کوهستان سهند. جایی که هنوز هم مردمش داخل این صخرههای سیاه و بزرگ زندگی میکنند. باورش سخت است که در این قلههایی که باد و باران شکلهای عجیب و گاهی ترسناک از آن ساختهاند هم بشود زندگی کرد.
به گزارش اقتصاد آنلاین؛ باید آن بالا رفت. از پشت پنجرههای چوبی آنها نگاهی به بیرون انداخت و از نزدیک کسانی را دید که در کوچههای پلهدار و باریک دور صخرهها بالا و پایین میروند وگرنه به همین راحتی نمیشود قبول کرد که میشود آدمهایی را پیدا کرد که سکونتگاهشان غارهایی باشد در بلندی. عجیبتر از زندگی در این صخرههای بلند، کندن این سنگهای سخت و درستکردن خانهای از آنهاست. خانهای کامل با در، پنجره، دودکش، چاه و تنور.
کندوان خواب خواب است؛ ساعت از ۷ صبح گذشته اما برخلاف دیگر روستاهای آذربایجان که کشاورزان در تاریکی صبح داس و بقچه را بار قاطر میکنند و در کوچه بلندبلند صبح سلامتی بههم میدهند تا آفتاب داخل روستا نیفتد، صبح کندوان شروع نمیشود. آخر چندین سال است که در کندوان، روستایی در ۶۰ کیلومتری جنوب غربی تبریز دیگر کسی کشاورز نیست. این موقع صبح فقط باید انتظار معدود گلهداران باقیمانده روستا را داشت؛ آنها که گلههای کوچکشان را از کوچههای باریک عبور میدهند تا راهی دشت و کوهپایههای اطراف شوند؛ آنها که هنوز چندان به شیوه معیشت نسبتا تازه کندوان خو نگرفتهاند.