رسانه‌کاران

آزادی اطلاعات؛ پادزهر پوپولیسم

: گفت و گو با محمد فاضلی : معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری :

 

همه می‌دانند که دولت یازدهم باید بر میراث به‌جای‌مانده از هشت‌سال سوءمدیریت محمود احمدی‌نژاد خانه بنا کند. این اتفاق، کار ساده‌ای نیست اما برخی منتقدان دولت بر این باورند که در عمر کوتاه دولت تدبیر به خواسته طبقه متوسط و آنها که به روحانی رای داده و مطالبات ویژه‌ای داشته‌اند، پاسخ شفافی داده نشده است. «محمد فاضلی» را پیش از آنکه به عنوان معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری بشناسیم، به‌عنوان جامعه‌شناس می‌شناسیم. تحلیل او از کارنامه دولت، مبتنی‌بر شرایطی است که دولت در آن به سر می‌برد؛ اما پیشنهاد می‌کند که دولت به فروتنی رو آورد. منظورش از دولت فروتن، دولتی است که نخواهد مسوولیت همه آنچه به‌ارث‌برده را بپذیرد و در بزنگاهی بتواند خیلی شفاف با مردم درباره مسایل و واقعیت‌های کنونی سخن گفته و تصمیم‌گرفتن در این بخش را به خود مردم واگذار کند. راهکار فاضلی ازاین‌نظر معقول است؛ اما هنوز کاربست آن در دولت یازدهم دیده نمی‌شود. او البته تاکید دارد که «دولت روحانی از نظر منابع مالی و ظرفیت بوروکراسی برای تصمیم‌گیری و اجرا و انرژی اجتماعی به‌شدت در تنگناست.»
یکی از نقدهایی که امروز پیش‌روی دولت روحانی قرار دارد این است که مطالبه طبقه متوسط به‌طور کامل پاسخ داده نشده، آیا این نقد را می‌پذیرید؟

دولت یازدهم بر بستر بحران‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تهدیدهای جدی در فضای بین‌المللی پدید آمده است و شاید اگر این بحران‌ها نبودند چنین دولتی شکل نمی‌گرفت. بنابراین حتما دستورکارهای بسیار زیادی روی میز دولتمردان وجود دارند که بخشی از آنها هم خواسته‌های همان گروهی است که شما طبقه متوسط می‌نامید و معنای دقیقی هم ندارد. ازاین‌جهت می‌گویم معنای دقیقی ندارد که نمی‌دانم آیا مطالبه حل‌کردن پرونده هسته‌ای، خروج از رکود اقتصادی، کاهش تورم یا فضای بازتر در عرصه مطبوعات، فرهنگ و هنر جزو خواسته‌های طبقه متوسطی که مدنظر دارید، هست یا نیست؟ بنابراین ترجیح می‌دهم بگویم در راستای تحقق خواسته‌های بخش مهمی از جامعه حرکت شده که طبقه متوسط را هم دربر می‌گیرد؛ اما سوال این است که دستاوردها چه اندازه بوده است؟
دستاوردهای دولت را نیز باید در مقایسه با سه مقوله دیگر ارزیابی کرد: نخست ابزارهایی که دولت در دست‌ داشته و دومین نکته مشکلاتی است که پیش‌روی دولت قرار داشته‌اند. سوم تأثیر انباشتی مشکلات گذشته است که امروز خود را ظاهر می‌کنند. به گمان من دولت حسن روحانی از نظر منابع مالی و ظرفیت بوروکراسی برای تصمیم‌گیری و اجرا و انرژی اجتماعی به‌شدت در تنگناست.درباره دو تنگنای اول قبلا نوشته‌ام، اما سومی نیروی بسیار موثری است که باید بیشتر درباره آن بحث کرد. دولت به نیروی امید اجتماعی نیاز دارد، ولی اثر رخدادهای گذشته و همچنین شدت مخالفت‌ها و چشم‌انداز مبهمی که پیش‌روی سیاست خارجی و داخلی وجود دارد، مانع از مشارکت جمعی برای پیشبرد اهداف است. گویی مهم‌ترین نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به انتظار نشسته‌اند تا اتفاقی بیفتد که نشانه‌ای از امیدواری باشد. برهمین‌اساس تصور می‌کنم بهتر است به‌جای در انتظار تحقق مطالبات نشستن، گروه‌هایی از نخبگان بیشتر وارد میدان شوند و نشانه‌های امیدواری را تقویت کنند.
شاید بدترین دولت‌ها آنهایی باشند که همواره می‌گویند «می‌توانیم». بهتر است دولت‌ها در جاهایی بگویند نمی‌توانیم و اجازه دهند جامعه درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد و راهی برای توانایی بیابد. دولت اگر در جاهایی بگوید نمی‌توانیم، نشانه ضعف نیست؛ بلکه تمایلش برای شفاف‌سازی و مواجه کردن مردم و کل نیروهای سیاسی با واقعیت را نشان می‌دهد. دولت در جاهایی باید بگوید نمی‌توانیم و اگر جامعه یا نیروهای سیاسی مایلند اتفاق مثبتی رخ دهد، خودشان وارد میدان شوند. من از موضع جامعه‌شناسی، چنین دولتی را «فروتن» می‌دانم و چنین رویکردی آغاز اصلاحات جدی‌تر است.
 این دولت فروتنی که شما از آن نام می برید، چه ویژگی‌هایی دارد؟
دولت و دولتمردان باید فروتنی پیشه کنند. این فروتنی باید چند وجه داشته باشد.
نخست اینکه دولت باید مسیرهای تاریخی طی‌شده در سیاست‌گذاری آب را که منجر به وضعیت فعلی شده‌اند به دقت تشریح کند. به نظر من ضرورتی ندارد که دولت یازدهم همه اشتباه‌های سیاست‌گذاری گذشته را برعهده بگیرد. اگر امروز درباره کاستی‌های گذشته دستگاه تصمیم‌گیری اطلاعات شفاف ارایه نشود، همه این کاستی‌ها که در اصل میراث دیگران است بخشی از کارنامه دولت یازدهم خواهند شد. دولت یازدهم به عنوان هویت سیاسی مستقل باید به کاستی‌های نهاد دولت در سیاست‌گذاری آب، کشاورزی و محیط زیست اقرار کند تا راه دیگران برای نقد سیاست‌ها و اندیشیدن به گزینه‌های بدیل باز شود.
نکته دوم اینکه  دولت باید نشان دهد که در عمل به این باور رسیده که اگر سیاست‌ها و اقدام‌های گذشته کارآمد بودند امروز وضعیت آب کشور این‌گونه که هست نمی‌شد. متاسفانه هنوز برخی بر راهکارهای آزمون‌شده‌ای که بحران آفریده‌اند اصرار دارند. دولت فروتن می‌پذیرد که باید راهکارهایش را عوض کند.سومین ضرورتی که ایجاب می‌کند دولت در این شرایط، فروتنی پیشه کند این‌ است که باید از سر آگاهی، برخی اختیارات را در حوزه آب از خودش سلب کند. بعد از ملی و به روایت واقعی‌تر، دولتی‌شدن منابع آب، دولت صاحب اختیاراتی شده است که در نگاه اول، تقویت حاکمیت آب هستند؛ ولی در درازمدت با حذف ذینفعان دیگر از مدیریت منابع آب، بحران آفریده‌اند. دولت فروتن، باید این‌گونه اختیارات را از خودش سلب کند. چهارمین ضرورت نیز این‌ است که دولت باید شجاعانه با مردم و همه بخش‌های حاکمیت و نظام سیاسی رودررو شده و آغاز عصر «هم‌آیندی بحران‌ها» را اعلام کند. همه بحران‌ها با هم در حال از‌راه‌رسیدن هستند. برای مقابله با این هم‌آیندی به اجماع و توافق بر سر تعریف مسایل و راهکارها نیاز داریم. دولت فروتن همه را به کمک می‌طلبد. بحران آب هم در چنین فرایندی قابل‌بررسی است. براساس همین ایده، مجموعه گفت‌وگوهایی را با همکاری سه‌نهاد مدنی دیگر تحت عنوان «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» راه‌اندازی کردیم و کوشیدیم صریح، شفاف و فروتن باشیم.
 در بخشی از سخنتان به مساله آب اشاره کردید. کمبود منابع «آب» این روزها به بحران ملی تبدیل شده اما درعین‌حال درباره خطرات این بحران اطلاع‌رسانی جدی نمی‌شود یا اگر می‌شود، بسیار سطحی است. دولت برنامه خاصی برای اطلاع‌رسانی دارد؟ تا چه میزان این مساله به عنوان یک وضعیت چالش‌برانگیز مطرح است؟

با شما موافقم که مساله آب، بحرانی شده است و موافقم که اطلاعات درباره همه‌جوانب این بحران، به درستی به جامعه ارایه نمی‌شود. من همواره طرفدار شفافیت در ارایه اطلاعات بوده‌ام و به‌تازگی بیشتر درباره اهمیت آن آگاه شده‌ام. چندی پیش سخنرانی‌ای در دانشگاه شهید بهشتی برای بررسی موضوعی نظری درباره زمان در تحلیل اجتماعی داشتم. در بین بحث برای نشان‌دادن اهمیت تحلیل تاریخی، موضوع سیاست‌گذاری آب و برخی شواهد درباره بحران فعلی آب را طرح کردم. تصور نمی‌کردم حضار و برخی از آنها که تحصیلات عالی دارند و علی‌القاعده آگاهی آنها درباره بحران آب را مفروض می‌گیریم تا آن اندازه از شدت بحران آب، حیرت‌زده شوند. وقتی وضعیت در دانشگاه چنین است، می‌شود حدس زد که بقیه جامعه در چه وضعیتی است. بنابراین حتما باید راهبرد مشخصی را برای اطلاع‌رسانی درباره واقعیت بحران آب، عوامل پیدایش و تصمیم‌های سختی که باید برای درمان آن در پیش گرفت، تنظیم و اجرایی کرد.
 برخی تحلیل ها حاکی از آن است که احتمال بازگشت جریان‌های پوپولیستی به قدرت قابل پیش‌بینی است، آیا شما چنین نشانه‌هایی می‌بینید؟
درهمین‌زمینه به صورت مطول در یکی از مجله‌ها نوشتاری دارم اما به‌طور خلاصه پاسخم این است که پوپولیسم محصول بی‌اعتمادی گسترده به نخبگان، سیاستمداران و نهادهای بوروکراتیک و نمایندگی در نظام‌های سیاسی مدرن است. ابزارهای ارتباطی، بحران‌هایی که دایم تعمیق می‌شوند و جامعه‌ای که مسایل در آن ساده‌سازی شده است ظرفیت خوبی برای بروز پوپولیسم دارد. پوپولیسم متکی به دادن پاسخ‌های ساده و سرراست به پرسش‌های پیچیده و بنیادین است؛ جامعه‌ای که اطلاعات از آن دریغ شود و نخبگانش هم مورداعتماد نباشند، مستعد بروز پوپولیسم است. بالاخص اگر رهبر پوپولیست‌ها قبلا ناشناختگی و دستاوردهایی هم داشته باشد. محمود احمدی‌نژاد بر بستر چنین جامعه‌ای و از ظرفیت ناشناختگی و دستاوردهایش در شهرداری تهران به ریاست‌جمهوری رسید. احتمال بازگشت به قدرت شخص محمود احمدی‌نژاد تحت‌تاثیر عوامل ناشناخته بسیاری است، اما پوپولیسم پدیده‌ای فراتر از شخص اوست و ممکن است در قالب افراد دیگر ظهور کند. مهم این است که جامعه بستر پوپولیستی‌شدن دارد.

 

Dr_Fazeli 3_opt

منبع : شرق

http://www.sharghdaily.ir/News/57272/