نوشته‌های افق

چه‌گونه یک گزارش اقتصادی خوب تهیه کنیم؟

oi

:: کیت هایس(Keith Hayes)::

در گذشته‌ای نه‌چندان دور، حتی جای اخبار ناراحت‌کننده‌ای مثل«بحران صنعت خودرو بعد از اخراج گسترده‌ی کارگران …»، هم در صفحات داخلی روزنامه‌ها بود. امروزه اما خبرهای مهم اقتصادی و نیز خبرهای مربوط کسب‌وکارها در صفحات نخست روزنامه‌ها جای می‌گیرند و روزی نیست که سرخط خبرهای روز شامل اخبار مربوط به کسب‌وکار و خبرهای اقتصادی نباشد. مردم نیاز دارند درمورد حقوق بازنشستگی، ارزش دارایی‌‌ها، سهام، نوسان قیمت مسکن و سایر مسائل مهم زندگی روزانه خود اطلاع کسب کنند:
• آیا امنیت شغلی داریم؟
• آیا مالیات‌ها زیاد می‌شود؟
• آیا پس‌اندازهایمان واقعاً سود می‌کنند؟
گزارش‌های اقتصادی و بازرگانی درحال‌حاضر خوراک رسانه‌ها هستند و بدین‌ترتیب بر زندگی روزمره همه اثر دارند، به‌ویژه در جامعه‌ای که ثروت آن، آهسته‌آهسته، در حال افزایش است؛ امروزه، به دلیل اهمیت مسائل اقتصادی، اکثر روزنامه‌‌ها، مجلات، رادیو و اخبار و برنامه‌های تلویزیونی یک بخش اقتصادی دارند.
اما روزنامه‌نگار اقتصادی بودن به چه معنی است؟
روزنامه‌نگاری اقتصادی سه شاخه‌ی اصلی دارد: اقتصاد، تجارت، و امور مالی. اما از آنجا که در اکثر مواقع کشیدن مرزی دقیق بین این سه شاخه تقریبا غیرممکن است، بسیاری از خبرنگاران اقتصادی هر سه بخش را پوشش می‌دهند. روزنامه‌نگاران اقتصادی تغییر و تحولات اقتصادی یک کشور و همچنین فعالیت‌های فعالان اصلی عرصه‌ی اقتصاد همچون مدیران، واسطه‌ها، بانکداران، و سایر افراد موثر در دنیای اقتصاد را گزارش می‌کنند.
روزنامه‌نگاران اقتصادی انواع خاص‌تر اخبار اقتصادی، مانند شاخص‌های تورم، بیکاری، نرخ بهره و هزینه‌های مصرف‌کننده را نیز منعکس می‌کنند. تحلیلگران متخصص هم براساس این شاخص‌‌ها وقایع محتمل، مانند رکود اقتصادی یا رشد اقتصادی، را پیش‌بینی می‌کنند و روزنامه‌نگاران اقتصادی هم این پیش‌بینی‌ها را بازتاب می‌دهند.
روزنامه‌نگاران این حوزه همچنین بر اخبار مرتبط با بانکداری، خزانه‌داری، ارز و نظام‌های مالی تمرکز دارند، اما چون بیشتر متخصصان امر این سه حوزه را از هم کاملاً تفکیک نمی‌کنند، بسیاری از روزنامه‌نگاران اقتصادی هر سه حوزه را با هم پوشش می‌دهند.
روزنامه‌نگاری اقتصادی در ویکیپدیا این‌گونه تعریف شده: «شاخه‌ای از روزنامه‌نگاری است که به پی‌گیری، ثبت و ضبط وقایع، تجزیه و تحلیل و تفسیر تغییرات اقتصادی که در یک جامعه اتفاق می‌افتد می‌پردازد» و در توضیح اخبار مرتبط با رویدادها و مسائل مالی و اقتصادی به کار می‌رود.
این شکل از روزنامه‌نگاری چندان تفاوتی با روزنامه‌نگاری متداول که اخبار و رویدادهای معمول را پوشش می‌دهد و مقالات و گزارش‌هایی در مورد مردم و مکان‌ها تولید می‌کند ندارد؛ البته روزنامه‌نگار اقتصادی بر مسائل مربوط به کسب‌وکار تمرکز دارد. امروزه، به دلیل اهمیت مسائل اقتصادی، اغلب رسانه‌ها یک بخش اقتصادی دارند.
روزنامه‌نگار اقتصادی اخبار کسب‌وکار را با جزییات و تفصیل و عمق از طریق انواع رسانه‌های جمعی منتشر می‌کند و به‌طورخاص به رویدادها و روندها، داده‌ها، و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن‌ها یا شرح حال نقش‌آفرینان بزرگ عرصه‌ی اقتصادی می‌پردازد.
روزنامه‌نگاری اقتصادی کاری بسیار جدی است. روزنامه‌نگار اقتصادی باید بداند که می‌خواهد در مورد چه بنویسد، به دنبال چه اسناد و مدارکی باشد، و از چه منابعی استفاده کند. همچنین باید محل مناسب کسب اطلاعات برای نوشتن هر گزارش را بشناسد. درحالی‌که درک اصول اساسی علم اقتصاد ضروری است، خبرنگار اقتصادی بیش از هر چیز، باید اصول و قواعد و روش‌های درست پرسیدن و کسب اطلاعات را بشناسد.
خبرنگاران اقتصادی اقتصاددان، تحلیلگر یا بازارآفرین نیستند. آنها در درجه اول خبرنگارند و اگرچه درک اقتصادی در مورد سود و منافع شرکت، اهمیت بازار سهام و چشم‌انداز آینده‌ی کسب و کار برای آنها مفید است، پرسش از کارشناسان مهم‌ترین بخش کار آنهاست.

چرا روزنامه‌نگاری اقتصادی برای روزنامه‌نگاران مهم است
در اهمیت وقایع اقتصادی دو مسأله باید در مد نظر باشد. یکی اهمیت و جایگاه گزارشگری اقتصادی و بازرگانی در روزنامه‌نگاری است و دیگری اهمیت فعالیت‌های عرصه‌ی اقتصاد برای عموم شهروندان.
با توجه به مثال‌های ابتدای مقاله، بدیهی است که امروزه خبر‌های اقتصادی، بیشتری نسبت به گذشته‌ی نه‌چندان دور (کمتر از ۱۵ سال قبل)، برای گزارشگران و روزنامه‌نگاران وجود دارد.
حجم اطلاعات مالی در دسترس روزنامه‌نگاران با رشد خدمات اینترنتی رشد کرده و خبرگزاری‌های اقتصادی مانند رویترز و داوجونز گسترش یافته است. ظهور کانال‌های خبری اقتصادی مانند بلومبرگ و CNBC نیز روزنامه‌‌ها را به توجه بیشتر به اخبار اقتصادی و مالی واداشته است.
مؤسسات مالی نیز خود در‌حال‌‌حاضر نیاز به کسب اطلاعات در مورد مسائل و رویدادهای مربوط تجارت و بخش مالی دارند. برای تحلیلگران مسائل بانکی و بازار و کارگزاران بازار سهام غیرممکن است که تنها به روابط و مراکز اطلاعاتی داخلی خود اکتفا کنند. آنها باید از آنچه دارد اتفاق می‌افتد و از تجزیه و تحلیل رقبایشان درمورد شرایط مالی بازار اطلاع داشته باشند و فوراً و در لحظه به این اطلاعات دست یابند.
جهانی شدن کسب و کار و تجارت نیز عامل دیگری در رونق گرفتن کانال‌های تلویزیونی و خبرگزاری‌های اقتصادی بوده است. بانک‌‌ها، کارگزاران سهام، شرکت‌های تجاری، و مؤسسات مالی نمی‌توانند از همه خبرهایی که در خارج از کشور اتفاق می‌افتد مطلع شوند. بنابراین، نیاز بخش‌های مالی و تجاری به سازمان‌های خبری، که اسباب و لوازم گرد آوردن اخبار را در اختیار دارند، به عاملی اصلی در گسترش روزنامه‌نگاری اقتصادی بدل شده است.
همه‌ی این روندها به تغییر در شیوه‌های کار روزنامه‌نگاری اقتصادی منجر شده است. بنابراین، روزنامه‌نگاری اقتصادی برای کسانی مهم است که می‌خواهند اطلاعات مهمی ‌را در اختیار گروه گسترده‌ای از جامعه قرار دهند؛ کسب و کار، اقتصاد و امور مالی تقریبا بر زندگی همه مردم تاثیر می‌گذارد و برایشان مهم است.

چرا روزنامه‌نگاری اقتصادی برای صنعت مهم است
یک شرکت نیازی ندارد سود خالص یا ضرر و زیان خالص خود را به اطلاع کسی برساند، مگر اینکه نام‌اش در فهرست شرکت‌های بورس اوراق بهادار باشد؛ اما در مجموع انتشار این‌گونه اطلاعات به نفع شرکت‌هاست؛ انتشار اطلاعات شایعات بی‌پایه و اساس درمورد وضعیت یک شرکت را از بین می‌برد و نیز نشان می‌دهد که آیا یک شرکت ارزش سرمایه‌گذاری یا معامله دارد یا خیر؟
ضرر‌ و زیان به این معنی نیست که یک شرکت در حال افول و اضمحلال است. ضرر و زیان یک تجارت در دوره‌ای خاص ممکن است دلایل متعدد داشته باشد، اما آن تجارت همچنان بسیار سالم باشد. به‌عنوان مثال، ممکن است یک شرکت دست به تعدیل نیرو و برکنار کردن بخشی از نیروی کار خود بزند و مجبور به پرداخت مبالغ هنگفتی از پول بازخرید کردن کارگران باشد. اما درعین‌حال این تصمیم ممکن است راهگشای آینده‌ای بهتر برای شرکت باشد. البته که هزینه‌های آن سال در اثر این تصمیم بیشتر می‌شود و ضرر و زیان یا پایین آمدن سود را نشان می‌دهد.

■ یادداشت: من در کتاب ذکر کرده‌ام که دقت یکی از ویژگی‌های بسیار مهم در روزنامه‌نگاری اقتصادی است و روزنامه‌نگاران اقتصادی خوب حتماً این نکته را رعایت می‌کنند و این سلاح را برای افزودن بر میزان اعتبار گزارش‌هایشان به کار می‌گیرند.
پس بهتر است تصویری کامل از پیشرفت یک بنگاه اقتصادی به دست دهیم و مقایسه‌‌ها هم باید طی دوره‌های مشابه صورت گیرد. به‌عنوان مثال، ممکن است لازم باشد درآمدهای یک سال با درآمدهای سال گذشته، یا درآمد‌های یک فصل از سال با فصل مشابه سال قبل مقایسه شود.
همچنین باید تعیین کنید چه چیزی باعث سود و زیان یک بنگاه اقتصادی شده است. سود بیشتر ممکن است از گسترش بازار در یک بخش به دست آمده باشد، دلیل زیان هم ممکن است یک آتش‌سوزی بزرگ در کارخانه باشد. توضیح چگونگی عملکرد یک شرکت، بخشی از کار روزنامه‌نگاران اقتصادی است.
اما پرسش این است که آیا اجباری وجود دارد که هر کسب‌وکاری این نوع اطلاعات را منتشر کند حال آن‌که می‌تواند این کار را نکند.
جذب سرمایه، مشارکت و یا حتی مشتریان جدید برای تجارتی که پنهانی عمل می‌کند، بسیار سخت‌ خواهد بود. با ورود سرمایه‌ی بیشتر به یک منطقه، خواه سرمایه‌گذار از سایر نقاط همان کشور باشد یا سرمایه‌گذار خارجی، اهل کسب‌وکار به‌منظور جذب سرمایه بیشتر مجبور خواهند شد یا فعالیت‌‌های خود را شفاف‌تر کنند یا منتظر عواقب نامطلوب بعدی باشند.

چرا روزنامه‌نگاری اقتصادی به جامعه ربط دارد؟
مطالب زیر به‌منظور نشان دادن اهمیت تحقیق و پژوهش، دقت، و انعکاس واقعیات در ربط دادن خبرهای اقتصادی به «جامعه» است. باور رایج این است که سرمایه‌گذاری خارجی به معنی گذاشتن پول نقد در یک تجارت و سپس رها کردن آن به امان خداست. اگر چنین بود واقعا عالی می‌شد. بازرگانان بسیاری در سراسر شرق و مرکز اروپا هستند که به خاطر همین طرز تفکر و یا با این فکر که دولت‌هایشان از آنها حمایت خواهند کرد، ضرر و زیان بسیاری متحمل شده‌اند.
سرمایه‌گذاری داخلی به طرق مختلف صورت می‌گیرد. سرمایه‌گذارانی هستند که صرفاً برای بازگشت سودی مطمئن پول نقد خود را در یک شرکت سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما ابتدا باید قبل از به خطر انداختن سرمایه‌شان متقاعد شوند که آن شرکت شرکتی کارآمد و تواناست و قابلیت کنترل امور مالی خود را دارد. بسیاری از اطلاعات این سرمایه‌گذاران در مراحل اولیه از آنچه در مطبوعات نوشته شده به دست می‌آید. آنها نوشته‌های روزنامه‌نگاران را می‌خوانند. بنابراین، اگر یک شرکت خود را پشت درهای بسته مخفی و از سرک کشیدن رسانه‌ها به داخل شرکت جلوگیری کند، شانس‌اش در جذب سرمایه‌گذار حاضر یراق صفر است.
سرمایه‌گذاری ممکن است حاصل خواست مشارکت یک شرکت خارجی با یک شرکت داخلی باشد. این امر نامعمول نیست، اما این نوع سرمایه‌گذاری هنگامی‌صورت می‌گیرد که شرکت‌های محلی ارزشمندی خود را برای یک مشارکت سودآور نشان دهند. البته این سرمایه‌گذاران قبل از تصمیم‌گیری نیاز به دیدن حساب‌‌ها و اظهارنامه‌های تجاری و یک نسخه از دیگر اسناد شرکت میزبان دارند، اما به‌طورکلی، برای آنها جایگاه و تصویر شرکت در بازار از هر عاملی مهم‌تر است و این تصویر از گزارش‌های روزنامه‌نگاران اقتصادی به دست می‌آید.

■ نکته: بی‌میلی مدیران برای مواجهه با رسانه‌های اقتصادی ممکن است معضلی به بزرگی آنچه شما فکر می‌کنید، نباشد. خطرات زیادی برای آینده یک تجارت وجود دارد که باید توسط مدیران پیش‌بینی شود و بی‌میلی مدیران به نشان دادن چهره‌ای مناسب برای شرکت از این خطرات کم نخواهد کرد.
سرانجام این سرمایه‌گذاران خارجی‌اند که تصمیم به سرمایه‌گذاری مستقیم می‌گیرند. به‌عبارت‌دیگر، این سرمایه‌گذاران وارد رقابت با شرکت‌های داخلی می‌شوند و این اساس اقتصاد بازار آزاد است که معمولا برندگان و بازندگانی دارد. دست‌اندرکاران یک کسب‌وکار که در توضیح فعالیت خود به تامین‌کنندگان، مشتریان، نیروی کار، بانکداران، احزاب و… موفق نبوده‌اند، در رقابت با همکاران خود که احترام این افراد را برانگیخته و با آنها تعامل داشته‌اند، قافیه را می‌بازند.

یک مثال ساده
من در منطقه‌ای کوچک در ۶۰ کیلومتری جنوب لندن به نام لویز زندگی می‌‌کنم. یک کارخانه نوشابه‌سازی در این منطقه وجود دارد که در سال ۱۷۸۴ ساخته شده و همیشه با جامعه‌ی محلی، رسانه‌های محلی و منطقه‌ای و با دیگر کسب‌وکارها صادق بوده است. صنعت نوشابه‌سازی در اروپا دستخوش فرازونشیب بسیاری شده، با این حال این کارخانه‌ی کوچک توانسته است با هر نوشابه‌سازی بزرگ دیگری که قصد تصاحب آن را داشته به مقابله برخیزد و دلیل این موفقیت صداقت و جلب احترام و وفاداری جامعه مصرف‌کنندگان ارزیابی می‌شود. رقبا تلاش کرده‌اند با ممنوعیت فروش محصول این کارخانه در مغازه‌های خود این تولیدکننده را از کسب‌وکار بیندازند، اما دقیقا برعکس این اتفاق پیش آمده است؛ مشتریان وفادار حاضر به خرید از مغازه‌هایی که این نوشابه را ممنوع کردند نشدند و در نهایت این رقبا بودند که ضرر کردند.
این نتیجه مستقیم صداقت کارخانه‌ی مزبور با رسانه‌‌ها، مشتریان و جامعه خود است. همچنین حاصل گزارش‌های اقتصادی خوبی است که با دقت تنظیم شده و حقایق را در مورد مشاغل، پشتیبانی جامعه، سمت و سوی بازار و… برای عموم بیان می‌کند: اخبار کسب و کار مربوط به مردم است و گزارش‌های اقتصادی منعکس‌کننده این اخبار است.

ضرورت عمق بیشتر و ابعاد گسترده‌تر
مردم برای دانستن چگونگی تأثیر تغییرات اقتصادی بر زندگی روزمره‌شان نیاز به کمک دارند و برای دریافت این کمک هیچ راهی بهتر از شنیدن و خواندن اخبار اقتصادی نیست، ازاین‌رو تحلیل‌های اقتصادی باید نسبت به اخبار عمومی ‌منتشر شده در رسانه‌‌ها عمیق‌تر باشد و ابعاد گسترده‌تری را بررسی کند؛ ابعادی مانند دستمزدها، امنیت شغلی، بهره حساب‌های پس‌انداز، هزینه‌های زندگی و قیمت کالا یا خدمات که برای بخش عظیمی ‌از جامعه مهم و تعیین‌کننده است.
با وجود داشتن برچسب‌های ساده، بسیاری از این مسائل می‌تواند پیچیده باشد و مهارت خبرنگار اقتصادی در انعکاس اخبار و تحلیل شاخص‌ها می‌تواند به درک شفاف‌تر مخاطبان از این امور کمک کند.
خلاصه کلام اینکه پوشش خوب اخبار اقتصادی و وقایع مرتبط با کسب‌وکار و امور مالی؛ و نیز تحلیل و تجزیه و تحلیل شاخص‌ها و رویدادهای اقتصادی، الزامی ‌و نیاز حیاتی یک جامعه است که روزنامه‌نگاری اقتصادی آن را تامین و تضمین می‌کند.

این مطلب ترجمه‌ی فصل هفتم کتاب روزنامه‌نگاری اقتصادی با مشخصات زیر است:
Keith Hayes, Business Journalism: How to Report on Business and Economics
۲۰۱۴ ,Apress

ترجمه: گروه بین‌الملل افق

منبع: افق اقتصاد

۱۳۹۳/۱۲/۰۲