محضر اقتصاددانان

روزنامه نگاری اقتصادی در ایران و آمریکا

Morteza Bina

: گفت وگو با دکتر : مرتضی بینا : مدرس دانشگاه رایس آمریکا :

مرتضی بینا لیسانس مهندسی برق خود را از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرده به منظور گذراندن کارشناسی ارشد و دکترا راهی فرانسه شد تا در آنجا تحصیلات خود را در همان رشته ادامه دهد، پس از دریافت درجه دکترای مهندسی برق در فرانسه راهی آمریکا شد تا پس از تدریس در دانشگاه‌ها و فعالیت در بخش مدیریت ریسک در آنجا نیز مدرک MBA خود را از دانشگاه «رایس» هوستون دریافت کند. او در این گفت‌و‌گو به تشریح رویکردهای ژورنالیستی در آمریکا می‌پردازد و مقایسه‌‌ای میان ژورنالیسم اقتصادی در آمریکا و ایران دارد.

بینا با اشاره به تلاش روزنامه‌نگاران غربی برای شکل دادن افکار و عقاید مخاطبان، معتقد است که رسانه‌ها می‌توانند به طور طبیعی از «کژ‌فهمی» اقتصادی مخاطبان جلوگیری کنند. او همچنین تقسیم‌بندی مشخصی از روزنامه‌های آمریکا ارائه می‌کند که روایت یک شاهد مستقیم از ژورنالیسم در ایالات متحده است و خواندن آن تصویر روشنی از روابط حاکم بر روزنامه‌نگاری اقتصادی در آمریکا را به دست می‌دهد.

یکی از آسیب‌های روزنامه نگاری پرداختن اندک به داده و تکیه به اظهارنظرهای شخصی است این مشکل در مطبوعات ایران ساری است.بر همین اساس گفته می‌شود روزنامه نگاری در ایران پیش نگر نیست در آمریکا با توجه به شناختی که شما در بخش بازارهای مالی دارید چگونه است؟

من خیلی مطمئن نیستم که هدف روزنامه‌های اقتصادی و مالی غربی هم مطلقا دادن اطلاعات دقیق و پیش بینی وقایع اقتصادی بر مبنای محاسبات دقیق اقتصادی باشد. به هر حال همیشه در مورد معنی اطلاعات و برداشت مفهومی از اطلاعات و اثر آنها بر جامعه و اقتصاد جای بحث و گفت‌وگوی زیادی هست. به نظر من این روزنامه‌ها بر مبنای سیاست‌های سردبیرهایشان در انتخاب روزنامه نگاران و مقالات، به مرور زمان خوانندگان خاص خود را پیدا می‌کنند و احتمالا هر خواننده‌ای بر مبنای علاقه‌ها و نیاز‌های خود، مقالات و نظرات مندرج در چند روزنامه را جذاب و مرتبط با خواسته‌های خود می‌بیند.

البته روزنامه‌ها و مجلاتی هم هستند که بیش از حد سعی می‌کنند مطالبی که با طبع خوانندگانشان سازگار باشد بنویسند. این گونه روزنامه‌ها معمولا رنگ و بوی طیف فکری خاصی را می‌گیرند و کم کم خوانندگان خود را محدود به همان طیف فکری می‌کنند. من فکر می‌کنم چون این گونه روزنامه‌ها خوانندگان محدود تری دارند و جامعه گسترده‌تر را از دست می‌دهند، به اجبار برای حفظ خوانندگان محدود خود، از طرف سردبیرانشان دچار سانسور داخلی می‌شوند. متاسفانه این گونه روزنامه‌ها به دلیل ترک روزنامه نگاران با نظرهای متفاوت، دچار سکون فکری می‌شوند و به همین دلیل جذابیت خود را برای بخش گسترده‌تر جامعه که به شنیدن نظرات مختلف علاقه‌مند هستند از دست می‌دهند.

در مورد روزنامه‌های اقتصادی و مالی، گاهی یک‌خواننده می‌خواهد از اثرات مالی تصمیم گیری‌های دولت در آینده باخبر شود؛ یک موقع هست که می‌خواهد از خطرات و مزایا ی سرمایه‌گذاری در حوزه خاصی باخبر شود. به هر حال روزنامه باید مخاطب‌های خود را بشناسد و به نیازهای آنها پاسخ بدهد ولی در عین حال نباید مانع ابراز عقیده‌ها یا درج مقالاتی بشود که ممکن است با طرز فکر گروهی از خوانندگانش سازگار نباشد. داشتن روزنامه نگاران با طرز فکر‌های متفاوت به طور طبیعی به ارتقای فکری جامعه کمک می‌کند. چون ما نمی‌دانیم حقیقت چیست و کجا است، شاید بهترین راه برای نزدیک شدن به حقیقت شنیدن افکار متفاوت و تحمل آنها باشد.

به نظر من عملکرد روزنامه دنیای اقتصاد نیز بر همین منوال است و مخاطب‌های آن ممکن است از طیف‌های فکری خیلی متفاوت باشند. همچنین روزنامه‌ای است که سعی کرده جنبه‌های مختلف خبری را پوشش دهد. مانند خبرهایی که مربوط به بورس است و هم ورزشی و امثالهم.اما به نظرم مشکل مهمی که مختص روزنامه دنیای اقتصاد نیست و همه روزنامه نگاران ایران درگیر آن هستند، بحث محدودیت‌ها والبته خودسانسوری است. جدا از این مسائل من فکر می‌کنم روزنامه دنیای اقتصاد سعی می‌کند که مخاطب‌هایش را بشناسد و سعی در رفع نیازهای اطلاعاتی آنها دارد. در این مدت کوتاه مقاله‌هایی خوبی درباره موضوعات مختلف اعم از داخلی و خارجی چون اقدامات دولت و بررسی اثرات آن بر اقتصاد کشور و بررسی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی در سطح بین‌المللی و عملکرد اقتصادی سایر کشور‌ها در روزنامه دنیای اقتصاد خوانده‌ام. بله، اینکه می‌گویید مقالات بیشتر مبتنی بر نظریات نوشته می‌شوند درست است و غیر از این هم نمی‌تواند باشد مگر آنکه صحبت از اعداد و ارقام نادرست بشود که این بحث دیگری است. در مساله اقتصاد که دو دوتا می‌شود چهار تا مهم است اما خیلی وقتها ما نمی دانیم عدد ۲ ما واقعا ۲ است، از کجا آمده است یا اصلا عمل جمع ما درست است یا نه.

جنابعالی در اشاراتتان از تاثیرپذیری روزنامه از مخاطب صحبت فرمودید. به نظر می‌رسد جریان روزنامه‌نگاری دنیا به نوعی سعی در شکل دادن افکار یا بهتر است بگویم ارتقای افکار و عقاید شهروندان دارد. در این رابطه رسانه چه قدر توانسته در جهت رهایی جامعه از یک بدفهمی اقتصادی موثر باشد؟

من فکر می‌کنم این به صورت طبیعی اتفاق می‌افتد و نه الزاما با یک برنامه ریزی قبلی با هدف ارتقای فکری جامعه مانند وقتی که شما طبق برنامه به کلاس یک استاد دانشگاه می‌روید. ولی از طرف دیگر شما با شنیدن نظرات این استاد دانشگاه و دیگران که ممکن است حتی نظری کاملا مخالف او داشته باشند، به فکر می‌روید و به نوعی مسائل را از چند جنبه می‌بینید و تحلیل می‌کنید. از نظر من ارتقای فکری همین قابلیت دیدن و شنیدن نظرات مختلف است، در حالی که اندوخته کردن دانش الزاما باعث ارتقای فکری نمی‌شود بلکه حتی ممکن است به تحجر فکری منجر شود. دید شخصی من این است که روزنامه‌ای مانند روزنامه دنیای‌اقتصاد باید قبل از اینکه نگران عقب افتادگی جامعه و در فکر برنامه برای ترقی آن باشند، باید به فکر جذب روزنامه نگاران دانشمند و اجازه ابراز عقاید و افکار متنوع از طرف آنها باشند. آشنایی جامعه با عقاید و افکار متنوع و تحمل افکار مخالف اکثریت به نوعی خودش باعث ارتقای فکری جامعه می‌شود. دنیای اقتصاد هم به‌رغم محدودیت‌ها ی خود سعی در ارائه افکار و عقاید و مقالات مختلف با دیدگاه‌های متفاوت داشته.

تقسیم بندی مطبوعات در آمریکا چگونه است؟

کلا همه روزنامه‌ها به طور طبیعی با توجه به مقالاتی که در آنها منتشر می‌شود تا حدودی تقسیم بندی می‌شوند. مثلا یک روزنامه باعنوان لیبرال یا محافظه کار شناخته می‌شود.بعضی از روزنامه‌ها به مسائل رفاه اجتماعی که بیشتر دیدگاه دموکرات‌ها و چپ‌ها است، تمایل دارند. ولی این امکان هم هست که یک روزنامه‌ای که به دید لیبرال اقتصادی به آن نگاه کردیم، مقاله‌ای منتشر کند که از دید خیلی‌ها دست راستی نیست. مثلا در نمونه خاص نیویورک تایمز، به نظر من گرایش‌های فکری طرف دار آزادی‌های اجتماعی و سیاست‌های چپ‌گرایانه حزب دموکرات بر گرایش‌های فکری آزادی‌های اقتصادی و آزادی‌های سرمایه داری غلبه دارد. اما در عین حال مطمئنا این روزنامه خواننده‌های زیادی در سراسر آمریکا با دیدگاهای دست راستی دارد.

روزنامه واشنگتن پست به نظر می‌رسد دارای طیف گسترده‌تری از افکار است و ممکن است دو مقاله در یک زمینه خاص با دو دیدگاه مختلف چپ و راست در آن پیدا بشود. روزنامه واشنگتن تایمز خیلی محافظه کار است به اصطلاح دید دست‌راستی‌های آمریکا را دارد. در عین حال روزنامه‌هایی دارند مثل نیویورکر که دید اخلاقی و اجتماعی دارند. ولی هیچ اصراری در قبولاندن افکارشان به مخاطب ندارند.مخاطب حق انتخاب دارد.

یعنی مخاطب با شناخت قبلی از خط مشی روزنامه‌ها، حق انتخاب روزنامه‌ای مطابق سلیقه خود را دارد؟

بله. این حق انتخاب برای خواننده وجود دارد. تعداد این روزنامه‌ها و مجلات به نسبت زیاد است. البته مثال‌های من بیشتر در مورد آمریکا هست. اکثر آدم‌ها دوست دارند مطالب مطابق میل خودشان را بخوانند، به جز آنهایی که در مورد عقاید مخالف خود همیشه به نوعی کنجکاو هستند.

خوبی و حسن روزنامه‌های کثیر الانتشار با چاپ کاغذی این است که خواننده ممکن است به طور اتفاقی با نظری مخالف نظرات قبلی خود به چالش کشیده شود. به نظر من این هنوز بزرگ‌ترین مزیت روزنامه‌های چاپی نسبت به به روزنامه‌های اینترنتی است. در اینترنت شما آن چیزی را که دوست دارید جست‌وجو می‌کنید و شانس مواجه شدن با چیزی که دوست ندارید نسبتا کم است. این معادل همان مشکل روزنامه‌ها با اصرار در ابراز نظرات طیف خاص است.

با توجه به این سخنان دنیای اقتصاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟آیا مشی دفاع از جریان آزادی کسب‌وکار و فعالیت‌های اقتصادی را توانسته در عمل پیاده کند.

بله. اینجا نمی‌خواهم اقتصاد آزاد را تعریف کنم، ولی همین که اجازه ابراز عقاید در جهت‌های مخالف داده شود خودش دفاع از آزادی فکر و دنبال آن آزادی اقتصاد از بند تصمیمات یکجانبه و بدون مطالعه است. روزنامه دنیای اقتصاد هم سعی می‌کند که طبق اطلاعاتی که در دسترس است به مردم اطلاع‌رسانی کند و می‌بینم که نظرات متفاوت و در جهات مخالف ارائه می‌کند که این شخصا برای من جذاب است.

در مطبوعات کشور‌های اروپایی به طور شاخص انگلستان و نیز در کشور آمریکا ما با سطحی از روزنامه‌نگاری تخصص نگر روبه‌رو هستیم. با لایه‌های مختلف مخاطب روبه‌رو می‌شویم. عملکرد روزنامه دنیای اقتصاد در جلب نظر مخاطبی که به نوعی پیشرو است به طور مثال اقتصاددان و دانش آموخته اقتصاد چقدر موفق بوده است؟

خوب به نظرم اسم روزنامه روی آن است.یعنی هر روز منتشر می‌شود. مطالب روز را باید پوشش دهد. مجلات تخصصی که در سطح آکادمیک هستند می‌توانند مخاطب خاص خود را ارضا کنند. اما در مورد دانشجوی اقتصاد که در حال یادگیری علم اقتصاد است مثلا مقاله‌ای در واشنگتن پست یا وال استریت ژورنال که در مورد مساله اقتصادی آمریکا است به او خیلی در فهم مسائل اقتصاد آزاد کمک می‌کند چون فاکتور‌های اقتصادی شفاف‌تر در دسترس هستند و تجزیه و تحلیل آنها به شناخت کلی علم اقتصاد کمک می‌کند. اما همان بحث در ایران احتمالش کمتر است چون فاکتور‌های اقتصاد ایران به همان اندازه شفاف نیستند که بگوییم واقعا چه فاکتورهایی بر هم تاثیر می‌گذارند و تجزیه و تحلیل از نظر علم کلاسیک اقتصاد و آکادمیک مشکل‌تر است. خصوصا تصمیمات سیاسی و عقیدتی بر اقتصاد ایران تاثیر می‌گذارند و مطالعه این فاکتورها در حیطه مباحث دانشجوی سال‌های اول دانشکده اقتصاد نیست. تحلیل اثرات تصمیمات سیاسی بر اقتصاد ایران می‌تواند شامل تزهای دکترای اقتصاد ایران باشد و برآورده کردن این انتظار از روزنامه دنیای‌اقتصاد که باید در فضای ایران ملاحظات سیاسی را مد نظر بگیرد، خیلی منصفانه نیست.

به عنوان یک شهروند، روزنامه دنیای اقتصاد توانسته رضایت شما را جلب کند؟

من روزنامه دنیای اقتصاد را در کنار روزنامه‌های خارجی به زبان‌های انگلیسی و فرانسه می‌خوانم. در مورد مسائل مربوط به ایران حتما روزنامه دنیای اقتصاد را می‌خوانم. اگر یک بحثی در مورد اقتصاد جهانی وجود داشته باشد روزنامه‌های خارجی را ترجیح می‌دهم. هر چند حتما مقالات فارسی در مورد مسائل جهانی را که برگرفته از روزنامه‌های خارجی نباشند را هم می‌خوانم تا دیدگاهم یک طرفه نشود. اما حالا باید خودم را جای یک شهروندی که فقط فارسی می‌خواند بگذارم. اگر کسی بخواهد یک تصمیم مالی بگیرد یا وضعیت کلی خود را در جامعه ارزیابی کند حتما به او توصیه می‌کنم که همه مقالات روزنامه دنیای اقتصاد را بخواند. به نظرم دنیای اقتصاد سعی می‌کند که این کمک را به شهروندان خود برساند. مثلا در مورد خاصی چون یارانه‌ها مردم می‌خواهند از عواقب این تصمیم آگاه شوند. منتهی من خیلی دوست داشتم فضای مطبوعاتی ما به گونه‌ای بود که اقتصاددانان ما بدون در نظر گرفتن عواقب حرف هایشان می‌توانستند برای مردم از منافع یا ضررهای تصمیمات دولتی بنویسند. وجود خود سانسوری باعث می‌شود که اعتماد من به نوشته‌ها کم شود و در این فکر باشم که آیا برای نوشتن یک مقاله چه ملاحظاتی در نظر گرفته شده یا نشده. تنها کمبودی که من می‌بینم این گونه مسائل است که مختص روزنامه شما نیست و همه روزنامه‌ها به نوعی با آن درگیر هستند. البته با توجه به کمبود روزنامه‌های اقتصادی امیدوارم در کنار گزارش‌هایی از بورس یا درباره قیمت ماشین و… گزارش‌های اجتماعی- اقتصادی که بر آمده از جامعه باشد بیشتر شود. با وجود همه این موانع تلاش این روزنامه قابل تقدیر است و خواندن آن را برای همه مفید می‌بینم.

منبع : دنیای اقتصاد (ویژه نامه بیستمین نمایشگاه مطبوعات)

 http://www.donya-e-eqtesad.com/news/528290/#ixzz3O8C5LfcY