نوشته‌های افق

رسانه‌کاران به اقتصادگردانان چه می‌دهند؟

38289دوستی که در رشته ساختمان فعالیت می‌کند به دیدنم آمده بود، اما بیشتر به نظر می‌رسید در جستجوی پاسخ یک پرسش است: «چرا دولت بهره بانکی را پایین نمی‌آورد؟» پاسخ معصومانه‌ای به چرایی طرح این پرسش داد: «مشکلات اقتصادی خودش.» می‌گفت دولت با بالا نگه‌داشتن بهره بانکی، مردم را به نگه‌داشتن پول در بانک‌ها تشویق می‌کند، زیرا الان هیچ زمینه سودآور دیگری برای مشغول شدن پول آنها وجود ندارد. می‌گفت این حبس پول و انتظار پایین آمدن قیمت‌ها سبب تشدید رکود شده و مثلا خود او برای فروش آپارتمان‌های ساخته‌شده‌اش مشتری ندارد و بنابراین نمی‌تواند به تعهدات مالی‌اش عمل کند و به همین علت قطاری از رکود به‌ راه افتاده است. کارگر آرماتوربند خود را مثال می‌زد که در گذشته با متری گویا حدود ۴۰ هزار تومان کار می‌کرده و اکنون در جایی دورافتاده با نرخ ۱۹ هزار تومان به زحمت کار پیدا کرده است. علت اینکه بر کاهش بهره بانکی تأکید می‌کرد این بود که براساس تلقی او کاهش نرخ بهره به خارج شدن پول مردم از بانک‌ها و رونق گرفتن خریدوفروش و پایان رکود منجر می‌شود و زنجیره فعالیت‌های اقتصادی تکانی می‌خورد. منبع این تحلیل برایم بسیار جالب بود: یادداشتی در یک روزنامه.

تلاش کردم توضیح دهم که دولت برای درنگ بیشتر درزمینه دستکاری نرخ بهره دلایلی دارد؛ مثلا احتمالا از تورم می‌ترسد، تغییرات تند و محسوس را خطرناک می‌داند، و نظایر آنها. مثال زدم که در گذشته نیز که دولت تلاش زیادی برای پایین آوردن نرخ بهره داشت، نویسندگان اقتصادی مطبوعات معکوس تقاضای کنونی را مطرح می‌کردند و می‌گفتند نرخ بهره باید با نرخ تورم و ارزش واقعی پول در بازار هماهنگ باشد و پایین آوردن آن با ایجاد رانت برای خواص، تولیدکنندگان واقعی را زیانمند می‌سازد و ….

طبعا،‌ چون وکالتی از طرف دولت در کار نیست، ما فقط می‌توانیم حدس و گمان بزنیم تا شاید افراد را وادار کنیم از زاویه دیگری نیز به موضوع نگاه کنند. متأسفانه در این مورد خاص توجه دادن فرد به این موضوع که هر سیاست و تصمیم اقتصادی برآیند تحلیل تغییرات محتمل یا قطعی چند متغیر تابع است، سودی نداشت: یک روزنامه‌نگار اقتصادی در یک یادداشت چاپ شده با مرکب سیاه روی کاغذ سفید حکمی داده بود که لغو آن در ذهن خواننده به آسانی ممکن نبود.

برای اینکه بتوانیم اقتصادگردانانی را که در جستجوی رابطه بین متغیرهای اقتصاد و تأثیر آنها بر کسب‌وکار خود هستند راهنمایی کنیم، لازم است حتی در یک یادداشت کوچک، اشاره کنیم به اینکه هیچ راه معجزه‌آسایی که حلال همه مشکلات باشد وجود ندارد و خودمان نیز بر این باور باشیم که تصمیم‌های اقتصادی همواره تأثیرات مختلف و غالبا متعارض دارند. سیاست اقتصادی یا تصمیمی که فقط آثار نیک داشته باشد، فقط در رویا ممکن است. در علم اقتصاد هیچ سیاستی برای حل یک مشکل وجود ندارد، مگر آنکه عواقبی منفی در بخشی دیگر پدید آورد. تنها استثنا «پس‌انداز» است که عمل اقتصادی سودمندی است و البته آن هم زیان‌هایی برای طرف‌های تجاری کشورها دارد.

به‌نظر می‌رسد بخش اعظم مراجعه‌کنندگان به صفحات اقتصادی روزنامه‌ها یا روزنامه‌های اقتصادی، فعالانی هستند که درپی یافتن سرنخ‌های آگاهی از موقعیت‌های آتی بازار به خواندن رو می‌آورند. آنها اخبار را کامل و تحلیل‌ها را جامع می‌خواهند.