نوشته‌های افق

از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای چه مانده است؟

investjournal

افق اقتصاد

روزنامه‌نگاری به معنای رسانه‌نگاری، در دوران تکامل و اوج خود به سر می‌برد. در عین حال, به معنای یک فعالیت حرفه‌ای در دوران گذار به عصر کاهش ابعاد حرفه‌ای و ورود به دوره روزنامه‌نگاری همگانی- اگرنگوییم توده‌ای – هستیم. امروزه استفاده از رسانه به عنوان و در نقش فرستنده اطلاعات و پیام از نظر شمار، ابعادی نزدیک و چند ده یا چند صد میلیونی پیدا کرده است، در حالی که در گذشته جمعیت‌های میلیونی صرفا دریافت‌کننده پیام و خبر بودند. علت این امر توسعه فناوری‌های ارتباطی، افزایش سواد و اگاهی تعداد بالای جمعیت‌های انسانی به حقوق مدنی خویش است.

روزنامه‌نگاری در معنای کلاسیک خود عبارت بود از اطلاع‌رسانی اخبار، ارائه تحلیل و تفسیر پیرامون همان اخبار، دادن تصاویر جامعی از وضع جامعه و روابط اجزای آن که از ترکیب داده‌های خبری و تحلیلی پدید می‌آمد. جامعه روزنامه‌نگاران در جایی بین دادن تصویر متناسب با ثبات وضع موجود و ارائه دلایل نیاز به تغییر وضع موجود، زیست حرفه‌ای و فعالیت می‌کرد. به علت شرایط تکنولوژیکی نیز رسانه‌ها (مطبوعات و رادیو و تلویزیون) صرفا در اختیار روزنامه‌نگاران بودند. بنابراین جامعه از نظر رسانه‌ای به دو گروه مخاطبان رسانه و تولیدکنندگان رسانه تقسیم می‌شد: گروه معدود روزنامه‌نگار حرفه‌ای و گروه بسیار وسیع مخاطب منفعل. رابطه یک‌طرفه فرستنده و گیرنده.

اکنون شرایط به‌کلی تغییر کرده است. ابتدا در حوضه اطلاع‌رسانی کسانی که می‌توانستند با تلفن همراه خود پیام کوتاه (اس ام اس) بفرستند به رقابت وارد شدند و با آگاهی از خبر، آن را برای همه می‌فرستادند. این پدیده شگرف رسانه‌ای که اکنون پیش‌پاافتاده به نظر می‌رسد، با توسعه سریع فن‌آوری به سرعت تا حد ایستادن در کناری و ارسال زنده خبر مصور از یک رخداد در حال وقوع توسط شهروندانی پرشمار تکامل یافت. اصطلاح رسای «شهروند خبرنگار» براساس این تحول، جعل و به‌درستی به فرهنگ عبارات رسانه‌ای وارد شد و به این ترتیب بخش عمده‌ای از وظایف روزنامه‌نگاران به طور عمده از آنان منفک و به عهده شهروندان گذاشته شد.

سپس نقش شهروندان به حوزه تحلیل و تفسیر توسعه یافت. آنچه در ابتدا صدور جملات معترضه، متلک و عیب‌جویی و طرح پرسش بود، به‌زودی به تحریر تحلیل‌های ساختارمند و تفسیرهای روشنگر انجامید. امروزه بسیاری از سردبیران، برخی مطالب تحلیلی را که صبح در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند در عصر و هنگام فرآوری روزنامه، از نوشته‌های همکاران خود قویتر می‌یابند. درست است که شبکه‌ها سرشار از مطالب بی‌ارزش است، ولی در میان خاک‌سیاه و بی‌ارزش آنها گوهرهایی ناب نیز پیدا می‌شود و تعداد و کیفیت آنها نیز در حال افزایش است. اکنون برخی تولیدات کارشناسانی که دانش خود را در حوزه روزنامه‌نگاری داده‌ها (data journalism) به شبکه‌ها ارسال می‌کنند بسیار در خور توجه است و حرفه‌ای عرضه می‌شود. دور نیست روزی که واکنش‌های مثبت به مطالب تحلیلی این رسانه‌نویسان تازه‌کار، رسانه‌های دیجیتال سامان یافته را به محل تبادل اخبار، تبادل دیدگاه و شکل‌گیری افکار عمومی در یک فضای عمومی بدل کند: اگوراهایی به وسعت یک کشور و گاهی کل جهان. در چنین وضعیتی برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای چه باقی می‌‌ماند؟

حرفه روزنامه‌نگاری هنوز یک حیطه کشف‌نشده و بسیار مهم دارد که اتفاقا «شهروند روزنامه‌نگاران» را راه گسترده‌ای بدان باز نیست: هزینه‌بر، نیازمند کار گروهی باحوصله و دانش متمرکز در حوزه‌های مختلف است. اینها کیفیاتی است که امکان حصول آنها در شبکه‌های رسانه‌ای موسوم به دیجیتال کم است. البته راه آن بسته نیست و حتی در سال ۲۰۱۶ یک گروه فعال آمریکای لاتین که کار شبکه‌ای می‌کرد یکی از سه گزارش تحقیقی ارزشمند سال را عرضه کرد. ولی در جریان تکامل ژورنالیسم هنوز در اغلب موارد این روزنامه‌نگاران حرفه‌ای هستند که توانایی انجام وظایف روزنامه‌نگاری تحقیقی را دارند. بیهوده نیست که اکنون در گوشه‌ای ازصفحه اول نشریات معتبر سیاسی جهان عبارتی با مضمون دعوت از خوانندگان برای ارائه سرنخ دیده می‌شود.

به عنوان جمع‌بندی می‌توان بدون افسوس نتیجه گرفت ورود مخاطبان سابق به عرصه خبر و سپس ارائه تحلیل، فرصتِ روزنامه‌نگاران حرفه‌ای برای ورود به فعالیت‌هایی بسیار ارزشمند و سازنده در حوزه روزنامه‌نگاری تحقیقی را افزایش داده است. آنچه برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای مانده، بخش بنیادین و تحول‌ساز این حرفه است: یعنی روزنامه‌نگاری تحقیقی.