نوشته‌های افق

رسانه؛ چاقوی دولبه

mobile-smartphones-pile-ss-1920

افق اقتصاد – نکیسا خرّم
در واپسین سال‌های دهه ۱۹۴۰ میلادی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، ترومن به دنبال طرح مارشال (که در جهت بازسازی مناطق جنگ‌زده اروپا بود) اصل چهارم را برای توسعه کشورهای کمتر توسعه‌یافته پیشنهاد کرد. تصور اولیه از توسعه این بود که کشورهای کمتر توسعه‌یافته باید نوع معیشت خود را رها کرده و ببینند غرب چه مسیری را طی کرده‌است با پیمودن همان راه قدم در راه توسعه بگذارند. بنابراین نظریه‌هایی چون نظریه نوسازی لرنر مطرح شد و بیشتر کشورهای جهان سوم با تمام وجود این فرایند انتقالی را آغاز کرده و کشورهای غربی نیز با آشنایی آنها با فناوری‌های نو، این نوید را به آنها دادند که با توسل به فناوری‌های نو، توسعه یافته و از عقب‌ماندگی نجات خواهند‌یافت.
اما به تدریج کشورهای جهان سوم دریافتند که با ورود فناوری‌های نو توسعه حاصل نمی‌شود چراکه فقر همچنان باقی است. یک دهه یأس از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد که نتیجه آن گرایش به رویکردهای انتقادی بود. براساس این رویکردها دیگر رسانه‌ها آن توان را نداشته و ندارند که بتوانند از بالا به پایین با جریان یک‌سویه پیام بر عقب ماندگی‌ها چیره شوند بلکه تبادل افکار و اندیشه‌ها برای پذیرش موفقیت‌آمیز نوآوری‌ها ضرورت داشت.
در رویکردهای بعدی به توسعه از دهه ۱۹۸۰ اخلاق، معنویت و مذهب به عنوان موتور متحرک توسعه با استقبال فعالان توسعه روبه‌رو شد. این مفاهیم با ارتباطات اجتماعی درآمیخت و ادبیات توسعه را شیرینی بخشید.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد مفهوم توسعه اقتصادی و سیاسی جای خود را به توسعه انسانی داد. بنابراین دیگر دستیابی به سرمایه و فناوری به تنهایی عامل توسعه نیست بلکه ممکن است به پیچیدگی توسعه هم بینجامد. در نتیجه مفهوم توانمندسازی به‌ویژه توانمندسازی منابع انسانی در صدر تفکرات توسعه قرار گرفت.
با توجه به رویکردهای مختلف به ارتباطات توسعه، نمی‌توان نقش وسایل ارتباط جمعی و فناوری‌های نوین را در توسعه نادیده گرفت. اگر الگوی خطی لرنر موفق نبود چون تنها انتقال نوآوری کافی نبود نیروی کارشناسی و زیرساخت‌های علمی و عملی نیز باید مهیا می‌شد تا تغییر و دگرگونی صورت پذیرد. بدین معنی که ورود فناوری باید با آموزش و فرهنگ‌سازی برای استفاده صحیح از آن همراه باشد و در این میان نمی‌توان رابطه دوسویه فرهنگ و تکنولوژی را در توسعه نادیده گرفت. به نظر نگارنده این مطلب، وسایل ارتباط جمعی و فناوری‌های نوین عامل مهمی در توسعه جوامع است چراکه:
۱٫ ورود وسایل ارتباط جمعی و تعاملی به درون یک روستای دورافتاده، یک قبیله کوچک و یک جامعه توسعه‌نیافته اگر با آموزش استفاده صحیح از آنها همراه باشد می‌تواند به عنوان یک فرصت تلقی شود و موجبات باز شدن آن جامعه را به سوی جهان فراهم سازد، اقتصاد را دچار تحول کند، جامعه را به سوی اقتصاد بازار آزاد پیش ببرد. ارتباطات، اطلاعات را در اختیار می‌گذارد و از طریق ارتباطات و اطلاعات می‌توان شاخص‌های رشد و توسعه و زمینه‌های تحول در آموزش و پرورش، گسترش فرهنگ، بهداشت، مشارکت سیاسی، وحدت ملی و جامعه‌پذیری را فراهم آورد.
۲٫ رسانه‌ها، در کسب و حفظ قدرت سیاسی و ایجاد رابطه بین حکومت و مردم و تأثیرگذاری بر افکار عمومی نقش برجسته‌ای دارد.
۳٫ با ورود وسایل ارتباطی به همه زوایای یک جامعه، همبستگی ملی بسط یافته و همه اقوام و قبایل از تعلق خود به یک واحد ملی آگاهی می‌یابند و تبادل جریان کالا و اطلاعات در بین آنها موجبات بسط این همبستگی را فراهم می‌کند.
حال اگر کشورهای درحال توسعه به تجهیز و تکمیل زیرساخت‌های ارتباطی خود بپردازند می‌توانند فاصله خود را با کشورهای توسعه‌یافته پر کنند. نکته دیگری که حائز اهمیت است و بدون آن توسعه پایدار تحقق نمی‌یابد توجه به نقش فرهنگ استفاده از تکنولوژی است اگر استفاده از وسایل ارتباط جمعی و فناوری‌های جدید صرفاً در جهت پر کردن اوقات فراغت و تفریح باشد می‌تواند اثر منفی در جهت توسعه بگذارد چراکه مانع رشد خلاقیت و فرهنگ کار در جوامع می‌شود. چنانچه شبکه‌های اجتماعی در کشورهای جهان سوم به جای آنکه در جهت تبادل اخبار و اطلاعات، آموزش و مطالعه مباحث علمی باشد در جهت تفریح و سرگرمی استفاده می‌شود. برای مثال در کشور ایران، چند درصد از افراد از شبکه‌های اجتماعی استفاده علمی و خبری و چند درصد استفاده تفریحی می‌کنند؟ چند درصد به فکر تولید محتوا هستند؟ چند درصد فقط نخوانده مطالب را فوروارد می‌کنند؟ چند درصد به کسب درآمد از آنها می‌اندیشند؟ در هرحال وسایل ارتباط جمعی و فناوری‌های نوین یک چاقوی دولبه است و همان‌طور که می‌تواند عامل توسعه باشد می‌تواند عامل عقب‌ماندگی نیز باشد. عدم سواد رسانه‌ای مخاطب می‌تواند مخاطبان را در عصر مخاطبان هوشمند به مخاطبان منفعل خانه‌نشین تبدیل کند که پای فناوری تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی و سریال‌های بی‌محتوای ماهواره‌ای وقت بگذرانند و مانع رشد و خلاقیت خود، تولید محتوا و در نتیجه توسعه درون‌زا شوند.