نوشته‌های افق

موضوع داغ فیش های حقوقی کلان: لزوم تغییر زاویه دید رسانه ها

22222_1

افق اقتصاد – علی محسنی
پر سروصداترین رویداد جاری کشور بی شک «انتشار فیش های حقوقی» برخی مدیران بوده است. این رویداد که گستره قابل توجهی پیدا کرده و به اکثر نهادهای دولتی و فرادولتی کشیده شده، ذهن جامعه را به شدت درگیر خود کرده است. دولت در پی حساسیت جامعه و اهمیت موضوع، اقدامات مهمی انجام داده که برکناری برخی مدیران بانکی، بیمه و اقتصادی و ارائه گزارش به افکار عمومی از آن جمله بوده است.
با وجود تلاش دولت برای پیگیری موضوع و قصد حاکمیت برای برخورد با مسئله، بعید است موضوع به زودی به دست فراموشی سپرده شود. هم ادامه افشاگری ها از فیش های حقوقی محتمل است و هم پیگیری های دولت و مجلس و نهادهای حاکمیتی تداوم خواهد داشت. بنابراین رسانه ها کماکان درگیر این موضوع خواهند بود و سوژه ای مهم و جذاب برای پیگیری دارند.
اما فارغ از برخورد مقام های مسئول با موضوع فیش های حقوقی، رسانه ها در این کارزار چه کارنامه ای داشتند؟ به نظر می رسد علی رغم پرداخت جدی به ماجرا، می توان اشکالی بسیار جدی را به زاویه نگاه اکثر رسانه ها وارد دانست.
این اشکال با یک مقایسه ساده عیان می شود. اگر نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها داشته باشیم، متوجه می شویم در پرداخت به موضوع جرائم اجتماعی، رسانه ها نگاهی جدا از نگاه رسمی و نگاه اکثر مردم دارند. نهادهای مسئول چون نیروی انتظامی و قوه قضاییه در برخورد با جرم، به دنبال اعمال مجازات عادلانه هستند و مردم نیز چنین درخواستی از مسئولان دارند. اما رسانه ها وظیفه خود را متفاوت تعریف کرده اند. آن ها در گزارش های خود تنها به دنبال مجازات قاتل یا جمع آوری معتاد نیستند و ریشه وقوع قتل یا گرفتاری به آسیب اعتیاد را در دستور کار دارند. مصاحبه با فرد آسیب دیده اجتماعی با تلاش برای فهم گذشته و حال زندگی او، امکان «ریشه یابی» را به رسانه می دهد تا به این هدف برسد که می توان از جرم «پیشگیری» کرد. رسانه هم مسئولان و هم مردم را به این موضوع توجه می دهد که با تلاش برای بهبود وضعیت تحصیلی، شغلی، ازدواج و مسکن تمامی افراد جامعه می توان از وقوع بسیاری از جرائم جلوگیری کرد و جامعه ای سالم تر داشت …
در موضوع فیش های حقوقی اما رسانه ها در مجموع رویه متفاوتی را در پیش گرفتند. ارائه درخواست برای «برخورد» با موضوع در صدر واکنش رسانه ها بود. آن ها خواهان برخورد با مدیرانی بودند که چنین دریافتی های کلانی داشتند و درخواست می کردند مسیر دستیابی به چنین حقوقی های نجومی مسدود شود. در حقیقت رسانه در این جا بیشتر با نهادهای نظارتی و قضایی و ذهنیت جریحه دار شده مردم همسو شده و رویه خود در برخورد با آسیب های اجتماعی را فراموش کرده بود.
رسانه در این جا چندان به موضوع «ریشه یابی» بها نداد. اصل موضوع اما چندان با مسائل اجتماعی تفاوت نداشت چون به فرض برخورد قاطع با چند مدیر و اصلاح برخی قوانین، باز هم زمینه های بسیاری برای تکرار کسب درآمدهای کلان مدیران وجود دارد.
موضوع فیش های حقوقی همچنان داغ است و پیش بینی می شود داغ بماند. پس رسانه می تواند هم زمان با کاهش نسبی حساسیت افکار عمومی، موضوع را مورد واکاوی قرار دهد و انگیزه های کسب چنین درآمدهایی را بررسی کند. همچنین می توان راهکارهای کسب درآمدهای کلان منهای فیش رسمی حقوقی را بررسی کرد.
اما می توان دو پیشنهاد مشخص ارائه کرد:
۱- چندی پیش در یک برنامه تلویزیونی گفتگو محور، مجری از حضار تماشاچی که جوانان کم سن و سال بودند، در این باب سوال می پرسید که چه زندگی مالی را برای خود متصور هستند؟ حضار تقریبا بی هیچ تفاوتی، یک زندگی لوکس، شیک و ثروتمند را آرزو می کردند و حتی خود را شایسته آن می دانستند!
آیا به واقع این روند طبیعی است؟ گفته های این جوانان که بعضا دانشجو به نظر می رسیدند و هنوز حتی به بازار کار ورود نکرده بودند، جالب توجه بود: آن ها آرزوهای میلیاردی داشتند و هیچ کس راضی به یک زندگی متوسط نبود! …
شاید به راحتی بتوان ادعا کرد این جوانان نمونه کوچکی از این جامعه هستند. جامعه ای که درگیر هزینه های ضروری و غیرضروری میلیونی و در سودای آرزوهای میلیاردی است و حال با پدیده فیش های حقوقی کلان برخورد کرده و آزرده خاطر است.
رسانه در این جا می تواند از کف جامعه شروع کند و دریابد «چرا هزینه ها میلیونی است و مردم در سودای ثروتمندی به سر می برند؟» سپس می توان به سراغ کارشناسان اقتصادی و جامعه شناسی رفت و ریشه های این هزینه ها و این آرزوها را بررسی کرد. در پایان شاید گزارشی بتواند تهیه شود که یک مدیر سابق یا فعلی (بدون ذکر نام) از هزینه های زندگی خود بگوید و این که چه میزان درآمد او را راضی می کند؟
در این حالت هم مردم، هم کارشناس و هم مدیر درگیر ریشه یابی موضوع شده اند که برخورد واقع بینانه تر با ماجرا از دستاوردهای مهم این حرکت رسانه ای می تواند باشد. در نظر بگیریم که به احتمال فراوان اکثر افراد جامعه اعتراف می کنند که اگر جای مدیران بودند، نیز این حقوق ها را دریافت می کردند اما اکثر افراد جامعه به طور حتم اگر خود را جای یک قاتل در صحنه وقوع جرم فرض کنند، دست به قتل نمی زنند!
۲- «عباسعلی اللهیاری» رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور به تازگی عنوان کرده: « شاخص رنج بشری در کشور ما طبق تحقیقاتی که در سال‌های گذشته انجام شده، ۹۰‌درصد اعلام شده است. این یعنی ۹۰‌درصد مردم ما برای امرار معاش زندگی استرس دارند.»
این گفته شاید پاسخ مناسبی به مسئله «آرزوهای میلیاردی» باشد. جامعه ای داریم که برای تامین هزینه های جاری خود دچار مشکل است. اگر نیز بتواند ساده ترین نیازها همچون خوراک، پوشاک و مسکن را تامین کند، برای آینده تحصیل و ازدواج فرزندان یا هزینه های درمان نگران است. این جامعه تفریح نیز نیاز دارد و برای این کار پول و پس انداز لازم است. به واقع جمع هزینه های تامین مناسب یک زندگی عادی و تامین رفاه آینده به چه میزان درآمد نیاز دارد؟ به نظر نگارنده با وجود آن که هر فرد از کلیت هزینه های خود مطلع است اما اعداد و ارقام در رسانه ها کمتر مطرح شده است. رسانه می باید به این مسئله عادی و دغدغه روزمره مردم بیشتر بپردازد. ریشه حقوق های نجومی تا حد بسیاری در این ماجرا نهفته است. مدیر نیز بخشی از این جامعه هست و البته با توجه به موقعیت خود، رفاه بیشتری را طلب می کند.
شاید باید به تلخی اعتراف کنیم که جامعه «ثروت» را چاره حل مشکلات امروز و آرامش خاطر فردا می داند. آیا در جوامع دیگر نیز این گونه است؟ رسانه می تواند تفاوت ها را بیان کند و پیشنهادهایی ارائه کند تا جامعه فردا ایران تنها «پول» را چاره مشکلات نداند. کاهش استرس می تواند از آرزوهای پولی بکاهد.
… در پایان مطلب باید متذکر شد نگارنده معتقد نیست که وجود هزینه های سنگین زندگی، اصل دریافت های کلان را توجیه می کند اما پرداخت مناسب تر رسانه ها به موضوع، می تواند فهم آن را ساده تر کند و نحوه برخورد را به مسیری بهتر، کارآمدتر و واقع بینانه تر بکشاند.