دانش‌کده

آیا تیتر باید مخاطب را تکان بدهد؟

title in B J

 افق اقتصاد: علی محسنی*

در هنگامه اجرای فاز اول قانون هدفمند کردن یارانه‌ها بحثی در محافل و رسانه های اقتصادی در جریان بود که دو دیدگاه مختلف را نشان می داد. دسته ای معتقد بود که اصلاح قیمت‌ها به یکباره صورت پذیرد تا شوک ناشی از آن در کوتاه مدت تخلیه شود. دسته ای دیگر اما به اصلاح تدریجی و چند مرحله ای باور داشت. دسته نخست می گفت اصلاح چند مرحله ای چندین بار جامعه را با فشار رشد قیمت ها روبه‌رو می کند و چندین بار جامعه را تحت فشار روانی می گذارد و دسته‌ی دوم بر این عقیده بود که اصلاح ناگهانی و یکباره می تواند عنان اقتصاد را از کف خارج کند و تعادل تمامی بازارها را به هم ریزد که این روند به سود جامعه نیست.

در این مطلب اما بر آن نیستیم حقانیت یکی از این دیدگاه ها را اثبات کنیم. مقصود از طرح این موضوع آن بود که با نگاه به تیتر اخبار گاهی با پدیده نسبتا مشابهی نیز در خبرنویسی روبه‌رو می شویم: گویی برخی خبرنگاران، روزنامه نگاران و یادداشت‌نویسان رسانه ها انتخاب تیترهایی تند و تکان‌دهنده را برای اخبار و مطالب خود می پسندند. علت نیز آشکار است: به زعم آنان، توجه جامعه یا دولت به این ترتیب بیشتر به اهمیت موضوع جلب می شود. اما آیا «شوک دادن» به مخاطب لزوما مفید است؟

رابرت کیوساکی برای جامعه ما نام ناآشنایی نیست. او دیدگاه‌های جالبی در باب موفقیت در کسب و کار دارد و کتاب مشهور او با نام پدر پولدار، پدر بی پول ده ها بار در ایران تجدید چاپ شده است. او در بخشی از این کتاب می نویسد:

سال ها پیش هنگامی که اولین کتابم را با نام اگر می خواهید ثروتمند و سعادتمند باشید به مدرسه نروید نوشتم، ناشری پیشنهاد کرد که اسم کتاب را به اقتصاد تحصیلات تغییر بدهم. به او گفتم با انتخاب چنین اسمی فقط می توانم دو نسخه از آن را به فروش برسانم: یکی را به خانواده ام و یکی را هم به بهترین دوستم. تازه بدبختی این جاست که باید هردو را مجانی هدیه بدهیم. این عنوان خوشایند «اگر می خواهید ثروتمندو سعادتمند باشید به مدرسه نروید» را به این دلیل انتخاب کرده بودم که می دانستم صدها نسخه از آن به فروش می رسد. من ضد تحصیل هستم و به اصلاحات آموزشی اعتقاد دارم وگرنه دلیل ندارد برای تغییر نظام آموزشی کهنه و قدیمی این قدر اصرار کنم. بنابراین عنوانی را انتخاب می کنم که مرا به نمایش‌های رادیویی وتلویزیونی بیشتری بکشاند آن هم فقط به خاطر این که اهل بحث و جدل هستم. خیلی ها فکر می کردند عقل توی کله ام نیست ولی کتابم بارها و بارها فروخته شد.

کیوساکی به منطق جالبی اشاره می کند: او دیدگاهی جنجالی در باب تاثیر تحصیلات بر موفقیت دارد و احساس کرده اگر کتابی در این باب می نویسد می باید آن را با تیتری تکان‌دهنده به جامعه عرضه کند تا دیدگاهش مورد توجه واقع شود. چنین منطقی در روزنامه نگاری نیز مورد توجه است و نمی توان آن را به طور کامل مورد نقد قرار داد. تیتر زدن البته خود یک هنر است و ناگفته پیداست که جلب توجه به یک مطلب، با تیتری خوب محقق می شود.

اما دیدگاه نگارنده این است که در برخی مطالب با تیترهای تند و جنجالی دو نقطه ضعف دیده می شود:

نخست آن که، وزن و کیفیت مطلب با تیتر آن همخوانی ندارد. به عنوان مثال کارشناسی در مقام نقد شدید تخریب محیط زیست برآمده و از «خشک کردن دریاچه ارومیه» یا «کویر شدن سراسر خاک ایران در آینده نزدیک» خبر داده است. خواندن مطلب اما خواننده را به این باور نمی رساند که مطلب با تیتر آن همخوان است. در چنین مطلبی می باید با استدلال و توسل به آمار و ارقامی دقیق چنین ادعای بزرگی اثبات شود که برخی مطالب این چنینی شواهد محکمی ارائه نمی کنند.

دوم آن که، چنین تیترهایی «ناامیدی» و یا حتی «وحشت» به جامعه تزریق می کند. ناگفته پیداست که ذهن جامعه ما به شنیدن کاستی‌ها، کمبودها، سوءمدیریت‌ها و ضعف‌ها عادت کرده و وقتی چنین تیترهایی می بیند حتی ممکن است بی تفاوت و با تصور «تداوم ذهنیت قبلی» از کنار مطلب عبور کند. به این ترتیب هدف اصلی روزنامه نگار یا یادداشت نویس که همان «جلب توجه» است، محقق نشده است. برخی نیز که در تقابل مستقیم با یک موضوع هستند، ممکن است دچار وحشت شوند که این مسئله نیز تبعاتی به دنبال دارد. به عنوان مثال «نزدیکی محل سکونت به دریاچه ای که گفته می شود به زودی خشک می شود» یا «اعلام ورشکستگی یک صندوق بازنشستگی برای حقوق بگیران آن»، بسیار دلهره آور است و صرفا در حالتی می باید چنین اخباری را منتشر کرد که با توسل به اخبار و آمار دقیق معتقد بود فاجعه ای در راه است.

در مجموع اما شاید بتوان دو توصیه به روزنامه نگاران داشت:

۱. می باید حوزه های کاری را تا حد امکان تخصصی کرد و از دیدگاه های متخصصان باسابقه و آگاه استفاده کرد.

اظهارنظر در باب مسائل مختلف شاید در کشور ما امری عادی باشد اما رسانه نمی باید به سادگی در چنین دامی بیافتد. رسانه می باید تخصصی تر و جزئی تر وارد موضوع شود و حتی اگر در همایشی یا جمعی به هشدار تکان‌دهنده یک کارشناس برخورد کرد، سعی کند با کسب اطلاعات و استدلال های قوی نسبت به انتشار خبر اقدام کند.

۲٫ گاهی اوقات می باید در کنار اعلام یک هشدار، راهکارها و برنامه های حل مشکل نیز ارائه شود.

در این صورت مطلب در دو بخش «طرح موضوع» و «ارائه راهکار» تنظیم می شود و تیتر نیز می تواند به تیتری دو بخشی که هر بخش آن انعکاس یکی از دو قسمت مطلب است، تقسیم شود. به این ترتیب زهر تیتر تا حدی گرفته می شود و نقاط ضعف «عبور بی تفاوت از کنار مطلب یا وحشت از آن» و «وزن نامتناسب محتوا مطلب با تیتر» نیز تا حدودی برطرف می شود.

*کارشناس بورس و بازار سرمایه