نوشته‌های افق

چرا در قفس روزنامه‌نگاران کرکس نیست؟

cage

:: اقق اقتصاد- علی محسنی ::

این نگارنده سواد شعر ندارد، اما می‌تواند پیش‌بینی کند که مراد سهراب سپهری از قطعه شعر «چرا در قفس هیچ‌کس کرکس نیست؟» این بوده است که چرا ما فقط پرندگان زیبا را در قفس زندانی می‌کنیم؟

برای توصیف موقعیتی که در رسانه‌های اقتصادی فراگیر است، به نظر می‌رسد بتوان از شعر سپهری بهره گرفت. ابتدا مرور یک ماجرا: قیمت بلیت هواپیما در ۱۷۰ مسیر داخلی در تاریخ نهم آذرماه آزاد می‌شود. دو سه روزی از این تاریخ می‌گذرد و رسانه‌های متعدد از صعود نجومی قیمت بلیت هواپیما مسیر تهران – مشهد خبر می‌دهند. شهادت امام رضا (ع) ۲۱ آذرماه است و روزهای منتهی به این تاریخ در زمره شلوغ‌ترین روزهای شهر مشهداند. تقاضا برای سفر به این شهر بسیار زیاد است. رسانه‌ها نیز خبر افزایش چند صد هزار تومانی قیمت بلیت در این روزها را به آزادسازی قیمت بلیت هواپیما ارتباط می‌دهند. فشار رسانه‌ای بارها مسئولان هواپیمایی را وادار به واکنش می‌کند. واکنش‌هایی که از جنس نظارت بر فروش بلیت است. دامنه ماجرا آنقدر گسترده می‌شود که رسانه‌های موافق و مخالف دولت از یک زاویه به آن می‌پردازند …

حال به پرده‌ای دیگر از این ماجرا می‌پردازیم: دو سه روزی از تاریخ شهادت امام رضا (ع) می‌گذرد که پیشنهاد تور مشهد به تلفن همراه نگارنده ارسال می‌شود: «هوایی- دو شب و سه روز با سه وعده غذا – قیمت ۱۹۵ هزار تومان». این پیشنهاد آشنا شاید بارها و بارها به تلفن همراه شهروندان تهرانی ارسال شده باشد. یک تور هوایی دوشبه با وعده غذایی کامل کمتر از ۲۰۰ هزار تومان درحالی‌که تنها قیمت یک بلیت رفت به مشهد در ایام شلوغ به ۵۰۰ هزار تومان رسیده بود!

به یک حساب سرانگشتی، هزینه تور پیشنهادی از ۴ جزء تشکیل شده که عبارتند از: بلیت رفت و برگشت هواپیما + دو شب اقامت در هتل + ۶ یا ۷ وعده صبحانه، ناهار و شام + سود برگزارکننده تور. تمام اینها ۱۹۵ هزار تومان! تقریبا می‌توان با اطمینان گفت که پول بلیت هواپیما حدود قیمت بلیت اتوبوس در نظر گرفته شده است!

حال پرسش اینجاست: چرا در هیچ‌یک از رسانه‌های اقتصادی خبری در این مورد نمی‌بینیم؟ درواقع «چرا در قفس هیچ‌کس کرکس نیست؟» … واقعیت اینجاست که گرانی بلیت هواپیما به سرعت در صدر اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد، اما هیچ‌گاه از ارزانی بیش از حد قیمت بلیت خبری منتشر نمی‌شود. این در حالی است که بجز چند مقطع محدود زمانی در طول سال، در اکثر اوقات بلیت‌ها مطابق قیمت مصوب و یا حتی در نرخ‌هایی کمتر به فروش می‌رسد. چنین رویه‌ای در خبررسانی عادلانه نیست. تولیدکنندگان و ارائه‌دهندگان خدمات اگر در بازاری رقابتی قرار گیرند، بارها مجبور به دادن تخفیف می‌شوند و شاید در برخی مواقع بتوانند از افزایش قیمت‌ها سود ببرند. منطق بازار نیز نمی‌تواند جدای از این باشد چون هیچ تولیدکننده‌ای نمی‌تواند همواره با تخفیف بفروشد!

اما چرا قیمت‌های بیش از اندازه بلیت هواپیما در مقطعی خاص این طور بازتاب می‌یابد؟ روزنامه‌نگار در اینجا تحت‌تاثیر مسافران قرار می‌گیرد و حقی نیز برای شرکت‌های هواپیمایی قائل نیست. این در حالی است که بجز منطق گرانی و ارزانی قیمت خدمات که بارها در طول سال تکرار می‌شود، مسافران نیز حق انتخاب سفر در روزهای ارزانتر را دارند. حتی اگر اصرار بر سفر در تاریخی خاص باشد هم امکان پیش‌خرید بلیت‌ها وجود دارد، هم امکان سفر با وسایل نقلیه دیگر. مراجعه به بازار در شرایطی که احتمال شکل‌گیری «بازار سیاه» بالاست، تقصیر چندانی را متوجه خدمات‌دهنده نمی‌کند. به یاد داشته باشیم که حتی در دل کشورهای اروپایی و در زمان برگزاری مسابقات فوتبال بسیار حساس چون شهرآورد مشهور اسپانیا بازار سیاه شکل می‌گیرد و قیمت بلیت‌ها به ده‌ها برابر می‌رسد!

بنابراین، می‌توان از رسانه‌ها خواست که دیدی عادلانه‌تر به بازارها داشته باشند و در یک رخداد خاص نظر همگان – از تولیدکننده، مصرف‌کننده و کارشناس- را جویا شوند. در این بین دیدگاه‌ها و نتایج می‌تواند چندان خشن نباشد و مصالح طرفین در نظر گرفته شود.

یادمان باشد در ماجرای کشیدن بخیه صورت کودک خمینی شهری نیز رسانه‌های قلیلی بودند که به سراغ پزشکان و مدیر بیمارستان و یا کارشناسان اقتصادی درمان رفتند …

 

منبع: افق اقتصاد

۱۳۹۴/۱۲/۰۹