نوشته‌های افق

تجربه اقتصادی‌نویس بلومبرگ چیست؟

افق اقتصاد- احسان اشرفی: با روحی سانیر، معاون سردبیر هفته‌نامه اقتصادی بلومبرگ، درزمینه‌های بسیاری می‌توان گفتگو کرد. این روزنامه‌نگار کهنه‌کار و سپیدمو با ۳۳ سال سابقه کار در رسانه‌های اقتصادی، آرایی کمابیش مانند روزنامه‌نگاران پرسابقه ایرانی دارد: دیدگاه‌هایی مثل اهمیت اخلاق، بها دادن به حرفه به‌عنوان نوعی تعهد اجتماعی، و حتی این فکر که بهترین راه آموزش روزنامه‌نگار استفاده از روش استاد-شاگردی است. با این حال پرسش‌ها را از او به موضوع اخلاق، چگونگی طرح موضوع فساد در رسانه‌ها، آموزش و نقش اتحادیه‌ها محدود کردیم.
***
رابطه بین روزنامه‌نگار و بنگاه‌های اقتصادی باید چگونه باشد؟
به اعتقاد من روزنامه‌نگار نباید خیلی به بنگاه‌های اقتصادی نزدیک باشد زیرا اگر خیلی به شرکت‌ها نزدیک باشد بی‌طرفی خود را از دست خواهد داد. زمانی که شما با صاحبان شرکت‌ها دوست می‌شوید انتقاد کردن از آنها مشکل می‌شود و حتی اگر برای این کار تلاش کنید دیگر آن بی‌طرفی اولیه را نخواهید داشت.
شرکت‌ها امروزه بیشتر یا از طریق تطمیع، دادن آگهی، یا تهدید به قطع آگهی بر روزنامه‌های اقتصادی اعمال‌نفوذ می‌کنند و همچنین متخصصان روابط عمومی‌کارآزموده‌ای دارند که تلاش می‌کنند از طریق نزدیک شدن به خبرنگاران بر کار آنها تاثیر بگذارند، درصورتی‌که در گذشته با وجود همه مشکلات وضع حداقل از این نظر بهتر بود.
خبرنگار اقتصادی باید بتواند از قرار گرفتن تحت‌تاثیر تبلیغات شرکت‌ها و تبدیل شدن به «تبلیغاتچی» آنها جلوگیری کند که البته این مساله‌ای است دشوار، بهویژه در برخی کشورهای اروپای شرقی. به یاد دارم سال‌ها پیش برای شرکت در کنفرانس خبری شرکت کوچ هولدینک به رومانی رفته بودیم و در آنجا هدایای مختلفی مانند یخچال و تلویزیون گذاشته و از خبرنگاران رومانیایی می‌خواستند آدرس و درخواست خود را در فرم‌هایی پر کنند تا این هدایا برای آنها ارسال شود. مسلما شرکت‌ها در برابر اهدای این هدایا خواستار حمایت از طرف خبرنگار و روزنامه هستند و این واقعا خیانتی است هم به خبرنگاران، هم اقتصاد و هم شرکت‌ها است.
منظور من این نیست که خبرنگار نباید از شرکت‌ها حمایت کند، چراکه ارتباط گرفتن با شرکت‌ها، منعکس کردن مشکلات و خواسته‌های آنها و حمایت از حقوقشان از وظایف مهم خبرنگاران اقتصادی است، اما این حمایت باید اخلاقی، درجهت منافع کلی جامعه و با توجه به وضعیت و نحوه عملکرد هر شرکت باشد و نه به دلیل دوستی و یا دریافت هدیه و تبلیغات.

شرایط از این نظر در ترکیه چگونه است؟
در ترکیه شرایط چندان بد نیست، اما هنوز هم شرکت‌ها رابطه نزدیکی با روزنامه‌ها دارند و گاهی از آنها می‌خواهند خبری را پوشش ندهند یا در جایی طرف آنها را بگیرند و معمولا روزنامه‌نگاران جوانتر یا زیر فشار شرکت‌ها و یا بخش تبلیغات روزنامه خودشان مجبور به همکاری می‌شوند، اما زمانی که پیرتر شده و به سن من می‌رسند بیشتر توانایی مقاومت کردن در برابر چنین فشارهایی را داشته و اهمیت دقت و صداقت در خبرنگاری اقتصادی را درک می‌کنند.
شاید با توجه به سابقه خبرنگاری ۳۳ ساله من مقایسه دوران‌ها از این نظر سازنده باشد. تا حدود ۱۰ سال پیش تجهیزات خبرنگاری بسیار ابتدایی بود و ما اخبار را با تلکس و عکس‌ها را با اتوبوس و هواپیما به دفتر روزنامه می‌فرستادیم که تازه وصل شدن به همان تلکس هم از دفتر اداره پست چند ساعتی طول می‌کشید.
رئیس ما که در لندن بود روزی برای ما یک دستگاه فکس چمدانی بزرگ و سنگین فرستاد و گفت می‌توانید پس از ظاهر کردن عکس در تاریکخانه آن را از طریق این دستگاه بفرستید که بسیار رویایی به نظر میرسید. به خاطر دارم در ژانویه سال ۱۹۸۳ از صنایع صادراتی ترکیه نمایشگاهی در شارجه برگزار شد که من را به آنجا فرستادند. در آن دوران ناآرامی‌هایی نیز در کویت اتفاق افتاده بود و کشورهای عربی ازجمله امارات هم که از صدور انقلاب ایران به کشورهایشان میترسیدند قوانین امنیتی خود را بهشدت تغییر داده بودند به‌نحوی‌که وصل کردن هرگونه دستگاهی به پریز تلفن تنها با اجازه از دفتر وزیر ممکن بود. من که این مساله را نمی‌دانستم تلاش کردم دستگاه فکس را به پریز بزنم، اما دستگیر شدم و یک شب در بازداشت بودم.
با وجود این در آن دوران روزنامه‌نگاران بسیار آزادتر بودند و رابطه آنها با شرکت‌ها نیز بسیار سالم‌تر بود، زیرا شرکت‌ها هنوز روش‌های نفوذ در میان خبرنگاران را پیدا نکرده بودند و چنین متخصصان آزموده‌ای درزمینه ارتباطات عمومی‌نداشتند که در دفاتر روزنامه‌ها جولان داده و با نزدیک شدن به روزنامه‌نگاران برای تحت‌تاثیر قرار دادن آنها تلاش کنند.

توانایی روزنامه‌نگاران ترکیه در برخورد با مسأله فساد اقتصادی چقدر است؟
به اعتقاد من بهترین سال‌ها برای خبرنگاری اقتصادی در ترکیه دهه ۱۹۹۰ بود زیرا با وجود بدتر شدن وضعیت اقتصادی، پیشرفت تکنولوژی کارها را بسیار ساده کرده بود و رابطه خبرنگاران اقتصادی با شرکت‌ها نیز سالم‌تر از امروز بود و خبرنگاران آزادی بیشتری داشتند.
در سال‌های دهه ۹۰ با بدتر شدن وضع اقتصادی، وضعیت سیاسی نیز بسیار دشوار شده بود و ما درباره مشکلات اقتصادی و رشوه می‌نوشتیم. به یاد دارم در سال ۱۹۹۶ من سردبیر بخش اقتصادی در روزنامه رادیکال بودم و حادثه‌ای رانندگی اتفاق افتاد که در آن یک رئیس مافیا به همراه یک رئیس پلیس و یک عضو مجلس در یک خودرو تصادف کردند و ما اولین روزنامه‌ای بودیم که در باره این رسوایی نوشتیم.
در سال ۲۰۰۱ وضع اقتصادی بسیار دشوار شده بود و ۲۰ بانک ورشکست شدند و ما توافقی را با صندوق بین‌المللی پول امضا کردیم، اما در سال ۲۰۰۲ و با تغییر قوانین که احزاب را نیازمند کسب حداقل ۱۰ درصد آرا برای ورود به مجلس می‌کرد وضع کمی ‌بهتر شد. وضع اقتصاد نیز تا ۷ سال بعد از آن به دلیل پیروی دولت از سیاست‌های «کمال درمیش» بهبود یافت، اما پس از سال ۲۰۱۰ مسئولان دولتی یاد گرفتند که چگونه به کسب پول بپردازند.
این کسب ثروت برای دوستان و نزدیکان در بسیاری از کشورها نیز هنوز امری طبیعی است، زیرا زمانی که شما نخست‌وزیر می‌شوید مسلما علاقه‌مند هستید دوستان خود را پولدار کنید تا آنها نیز بتوانند از شما حمایت کنند، اما افرادی که در دولت ترکیه اقدام به این انتقال گسترده پول به دوستانشان کردند این عمل را بسیار بد و غیرمحتاطانه انجام دادند و من بسیاری از افراد را می‌شناسم که در گذشته هیچ پولی نداشتند، اما در عرض این چند سال بهطورناگهانی و به‌سرعت پولدار شده‌اند. حالا البته نوشتن در این موارد سخت‌تر شده است.

حالا به موضوع آموزش بپردازیم. آیا آموزش صحیح خبرنگاران اقتصادی تاثیری در بهبود عملکرد آنها داشته؟ شرایط از این نظر در ترکیه چگونه است؟
در ترکیه هر سال بیش از ۴ هزار دانشجوی رشته خبرنگاری از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند که متاسفانه تخصص خوبی در زمینه روزنامه‌نگاری نداشته و ۹۹ درصد از آنها جذب بانک‌ها و روابط عمومی‌‌ها می‌شوند، اما به نظر من بهتر است ما سالانه یکصد خبرنگار را خوب آموزش دهیم تا بتوانند در روزنامه‌ها و دیگر رسانهها مشغول به کار شوند.
یکی از دلایل این مساله نامتخصص بودن استادان این رشته است، چراکه رابطه اکثر استادان خبرنگاری با روزنامه‌ها تنها روزنامه‌ای است که هر روز صبح آن را می‌خرند.
این استادان متاسفانه تنها معلومات موجود در کتاب‌هایی را که خوانده‌اند به دانشجویان خود انتقال می‌دهند. من همیشه این موضوع را در جلسات مشترک سالانه به همکاران خود می‌گفتم، اما متاسفانه آنها چندان انتقادپذیر نیستند و به همین دلیل من هم دیگر به این جلسات نمی‌روم. چند سال پیش در یکی از همین جلسات به همکارانم گفتم شما چیزی به دانشجویان یاد نمی‌دهید که یکی از همکاران پاسخ داد: «ما همه‌چیز به دانشجویان یاد می‌دهیم.» من از ۳۳ سال سابقه خود در حرفه روزنامه‌نگاری اقتصادی، ۲۵ سال را در بخش مدیریتی صرف کرده‌ام؛ یعنی افراد زیادی را استخدام و اخراج کرده‌ام، اما باید بگویم تاکنون متاسفانه حتی یک فارغ‌التحصیل خبرنگاری را نیز استخدام نکرده‌ام.
من دبیر سرویس اقتصادی یک رسانه مهم هستم و زمانی که خبرنگاری از من تقاضای کار در بخش اقتصادی می‌کند باید اطلاعاتی درباره نرخ تورم، کسری تراز تجاری، نرخ سود بانک‌ها و وضعیت کلی اقتصاد کشور داشته باشد و حداقل نام رئیس بانک مرکزی را بداند و اگر نداند من او را استخدام نمی‌کنم که نداشتن همین اطلاعات نشان می‌دهد اساتید در تربیت خبرنگاران اقتصادی موفق نیستند.
یکی از همکاران در این مورد به من گفت که دانشجویان می‌توانند این اطلاعات را با جستجو در اینترنت به دست آورند. در پاسخ گفتم زمانی که شما این حرف را می‌زنید یعنی کار ما تمام است، چراکه خبرنگار اقتصادی باید برای داشتن تحلیل درست این اطلاعات و سابقه اخبار را داشته باشد و نه اینکه بر حسب نیاز در اینترنت جستجو کند. این مسائل نشان می‌دهد که ما به‌شدت نیازمند تربیت خبرنگاران اقتصادی و سرمایه‌گذاری در بخش آموزش هستیم.

پس شما چگونه افرادی را استخدام می‌کنید؟
من معمولا افرادی با سابقه بانکداری و یا جوان‌های باهوش را استخدام میکنم و خودم به آنها آموزش خبرنگاری می‌دهم، چراکه فارغ‌التحصیلی از دانشکده خبرنگاری هم‌اکنون اهمیت چندانی ندارد، اما اگر فردی باهوش را استخدام کنید که استعدادهایی نیز دارد می‌توانید تمام مسائل موردنیاز را به‌سرعت به او آموزش دهید. به اعتقاد من افراد باهوش درصورت درپیش‌گرفتن حرفه خبرنگاری اقتصادی می‌توانند با گسترش اطلاعات خود در همه زمینه‌ها بسیار پیشرفت کنند، چراکه این خبرنگاران با کارآفرینان، سیاستگذاران و متخصصان بزرگ اقتصادی در تماس هستند که افرادی بسیار باهوش بوده و تفکر و تحلیل‌های بسیار ظریفی دارند.

چه عوامل دیگری برای خبرنگار اقتصادی اهمیت دارد؟
روزنامه‌نگار اقتصادی همچنین نیاز به مطالعه زیاد و اطلاعات گسترده دارد؛ زیرا شما اگر بخواهید درباره بانکی بنویسید باید حداقلی از نحوه کار و فعالیت نظام بانکداری و وضعیت آن بانک بدانید و در غیر این‌صورت گزارشی احمقانه خواهید نوشت که کمبود سواد شما در آن بسیار مشخص است.
شما همچنین درصورت داشتن اطلاعات مسلما مصاحبه خود با رئیس بانک را با پرسش «خب شما در بانک خود چگونه عمل می‌کنید» آغاز نخواهید کرد چراکه می‌دانید اگر این سوال را بپرسید کارتان تمام است، بلکه سوالات خود را متناسب با وضعیت بانک و اطلاعاتی که در اختیار دارید مطرح می‌کنید تا بتوانید پاسخ‌های بااهمیتی بگیرید.
خبرنگاری حرفه بسیار خوبی است از این نظر که شما با افراد مختلف و جالب‌توجه زیادی آشنا می‌شوید که این موضوع حداقل برای من اهمیت زیادی دارد. شما همچنین خود را مجبور به یاد گرفتن می‌کنید. بااینحال خبرنگاری باعث اندکی خودبزرگ‌بینی نیز می‌شود، چراکه به یاد دارم پیش از این همه‌گیری اینترنت ما همیشه اطلاعات و آمار را چند ساعت پیش از عموم مردم به دست می‌آوردیم که احساس مهم و خاص بودن به انسان می‌دهد گرچه با ظهور اینترنت دیگر این احساس از بین رفته است.
خبرنگاری همچنین حرفهای بسیار دشوار و خسته‌کننده است، چراکه خبرنگاران هر روز باید کار کنند، مصاحبه کنند، مسائل را دنبال کنند و روزنامه‌های دیگر را نیز بخوانند تا ببینند چه اخبار مهمی ‌را از دست داده و یا در پوشش اخبار چه تفاوتی با هم داشته‌اند.
شاید این دشواری‌ها در ابتدای کار خبرنگاری برای افراد کمرنگ باشد، اما خبرنگاران به‌تدریج و پس از چند سال با این مشکلات بیشتر آشنا می‌شوند. شرکت‌ها نیز در این میان برای جلب‌نظر و یا اعتراض به گزارش‌های خبرنگاران از جهات‌ دیگر آنها را تحت‌فشار قرار می‌دهند.

آیا روزنامه‌های اقتصادی غیر از کمبود خبرنگار متخصص مشکلات دیگری نیز دارند؟
امروزه مشکلات اقتصادی از بزرگترین مشکلات رسانه‌ها و بهویژه روزنامه‌ها است، زیرا زمانی که روزنامه منابع مالی مورد نیاز را در اختیار نداشته باشد، مجبور است برای کسب آگهی و تامین مخارج به شرکت‌ها مراجعه کند که آنها نیز معمولا در ازای آگهی، انتظار حمایت دارند. کمبود منابع مالی همچنین باعث می‌شود که روزنامه نتواند خبرنگار و نیروی انسانی موردنیاز خود را تامین کند که این به معنی کاهش مطالب و اخبار تهیه شده روی میزتان است. در هر حال با اینکه تعداد بیشتر خبرنگاران به معنی وجود اخبار زیاد و بهتر در روزنامه نیست، اما حداقل به این معنی است که شما در آخر روز تعداد بیشتری خبر و گزارش در اختیار دارید تا بهترین آنها را انتخاب کنید. روزنامه‌ها امروزه معمولا خبرنگاران بسیار اندکی دارند که آنها نیز به دلیل حقوق کم و نارضایتی شور و شوق چندانی برای کار ندارند. شاید روند رو به رشد و جدید خبرنگاران و پایگاه‌های خبری اینترنتی چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای باشد، اما در این زمینه نیز ما هنوز در ابتدای کار قرار داریم.

نقش اتحادیه‌های خبرنگاران را در کاهش این مشکلات در ترکیه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ اتحادیه بسیار خوب و قدرتمندی از خبرنگاران داشتیم، اما امروزه این اتحادیه نیز دیگر چندان قوی نیست. گرچه باید توجه داشت اتحادیه خبرنگاری با سایر اتحادیه‌ها فرق می‌کند، زیرا برای مثال اتحادیه خبرنگاران هیچ‌گاه نباید خبرنگاران را در اعتراض به مساله‌ای تشویق به اعتصاب کند، زیرا اعتصاب عملی بر خلاف روح خبرنگاری است؛ اما می‌تواند از حقوق خبرنگاران دفاع کرده و از آنها در برابر اعمال فشار شرکت‌ها محافظت کند.
اتحادیه‌ها همچنین درصورت قدرتمند بودن می‌توانند به آموزش خبرنگاران اقتصادی جوان کمک کرده و با ارائه راهکارها و تصویب قوانین اخلاقی اعضای خود را ملزم به پایبندی به آنها کنند؛ گرچه متاسفانه چنین اقداماتی در ترکیه چندان انجام نمی‌شود.

نقش مدیران روزنامه‌ها در این میان چیست؟
در برخی از کشورها صاحبان روزنامه‌ها دارای شرکت‌ها و منافع دیگری هم هستند که این باعث می‌شود خبرنگار آن روزنامه نتواند از شرکت‌های متعلق به رئیس خود انتقاد یا حتی از رقبای آن تعریف کند و به همین دلیل به اعتقاد من بهترین حالت همیشه این است که صاحب روزنامه تنها در صنعت چاپ و نشر فعال باشد.

چگونه آماری که حتی در اختیار وزرا و برخی دولت‌ها وجود ندارند را جمع‌آوری کرده و آن را به اطلاعات قابل‌استفاده تبدیل می‌کنید؟
زمانی که فردی اطلاعاتی را به شما میدهد، مسلما خودش یا فردی دیگر منافعی در ارائه این اطلاعات دارند. برای مثال زمانی که فردی اطلاعاتی درباره یک قرارداد دولتی با یک شرکت را به شما می‌دهد احتمالا خودش بازنده آن قرارداد بوده و به همین دلیل این اطلاعات را در اختیار شما قرار دادهاست، چراکه شرکت برنده معمولا این اطلاعات را منتشر نمی‌کند. این مساله درمورد احزاب سیاسی هم صدق میکند، زیرا در احزاب نیز گروه‌های مختلفی با منافع متفاوت حضور دارند و معمولا یکی از این افراد یا گروه‌ها به دلیل رقابت‌های گروهی مدارکی را علیه رقبایش در اختیار خبرنگاران قرار می‌دهد که به چنین منابعی «منابع اطلاعاتی باز» گفته می‌شود.
در جهان امروز ۹۰ درصد اطلاعات دست اول از طریق همین منابع باز در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است، اما شما باید بدانید که چگونه این منابع را در اختیار گرفته، تحلیل کرده و از آن نتیجه‌گیری کنید. به همین دلیل است که من دارا بودن هوش و استعداد را مهمترین عامل برای موفقیت خبرنگار می‌دانم و معتقدم خبرنگار باید قابلیت تحلیل و نتیجه‌گیری از داده‌ها را داشته باشد.
همچنین باید توجه داشته باشید هر بار که اطلاعاتی در اختیار شما قرار می‌گیرد و شما پس از اطمینان از صحت و اعتبار آن را منتشر می‌کنید، افراد بیشتری ترغیب میشوند تا اطلاعات خود را در اختیار شما قرار دهند که این منابع و اعتبار شما را افزایش می‌دهد، اما اگر از ابتدا به اطلاعات دریافتی بی‌اعتنایی کنید، افراد پس از مدتی دیگر به شما مراجعه نخواهند کرد.

منبع: افق اقتصاد

۱۳۹۴/۱۱/۲۰