نوشته‌های افق

روزنامه‌نگاران اقتصادی کهنه‌کار چگونه فکر می‌کنند؟

افق اقتصاد- روزنامه‌نگاران اقتصادی پرسابقه ایران، اکنون یا هدایت و یا مدیریت مطبوعات اقتصادی را در دست داشته و به انتقال تجربه خود به نسل جوان مشغولند.

«فرهت فردنیا» که یکی از کهنه‌کارهای سرویس‌های اقتصادی مطبوعات ایران است در دهه ۶۰ دبیر سرویس اقتصادی روزنامه اطلاعات بود و اکنون از مدیران محتوایی دنیای اقتصاد است. تجربه او برای روزنامه‌نگاران جوان مفید است. 

***

  • به عقیده شما آیا یک روزنامه‌نگار اقتصادی باید حتما اقتصاد خوانده باشد؟

یک خبرنگار و نویسندۀ اقتصادی، حتما باید اقتصاد خوانده باشد؛ اما به این مفهوم نیست که لزوما تحصیلات دانشگاهی داشته باشد ولی حتما باید با مفاهیم اقتصادی آشنا باشد. بدون آشنایی با مفاهیم اقتصادی نمی‌توان خبرنگار اقتصادی بود. البته من در بدو استخدام بین یک تحصیل‌کرده رشته روزنامه‌نگاری و تحصیل‌کرده رشته اقتصاد، تحصیل‌کرده رشته روزنامه‌نگاری را ترجیح می‌دهم اما تاکید می‌کنم که حتما در یک دوره کوتاه باید با مفاهیم اقتصادی نیز آشنا شود. به این دلیل که آنچه ما خصوصا در روزنامه‌های عمومی انجام می‌دهیم ــمنظور از روزنامه‌های عمومی، روزنامه‌هایی است که در چند زمینه فعالیت دارند؛ مانند مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی- در این نوع روزنامه‌ها، آشنایی با مفاهیم روزنامه‌نگاری مهمتر از آشنایی با مفاهیم اقتصادی است ولی اگر روزنامه، خبرگزاری یا مجله صرفا اقتصادی باشد، بدون آشنایی با مفاهیم اقتصادی و بدون اقتصادخوانده بودن، قطعا نمی‌توان در آنها موفق بود.

 

  • درحال‌حاضر در روزنامه دنیای اقتصاد که شما در آن ایفای نقش می‌کنید، تعداد اقتصادخوانده‌ها چگونه است؟

در حد اکثریت و بالای ۷۰ درصد است.

 

  • از چه زمانی این پدیده رخ داد؟

هرچه  رسانه تخصصی‌تر باشد، نیاز به آشنایی با مفاهیم اقتصادی بیشتر می‌شود. البته قبل از تحصیلات تخصصی روزنامه‌نگاری یا اقتصادی، آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، میزان حساسیت فرد نسبت به مسائل اجتماعی و جامعۀ خویش است. اگر از خبرنگاران قدیمی که توسط من استخدام شده‌اند سوال بفرمایید، با خنده و شوخی تعریف می‌کنند که وقتی ما به فردنیا می‌رسیدیم، از ما سؤال می‌کرد که قبل از آمدن به سر کار صبحانه چه خورده‌اید. این مسئله بدان علت بود که من می‌خواستم ببینم آیا این افراد می‌دانند آن نانی که به سر سفرۀ صبحانه آنها می‌آید یا چای و شیری که می‌خورند، با چه زحمت یا چه قیمتی تهیه می‌شود. نان تازه تهیه کردن در سر سفره صبحانه کار سختی است و مستلزم صبح زود بیدار شدن و در صف نانوایی ایستادن است و اینها کارهای آسانی نیست؛ و اغلب آنها از قیمت نان اطلاعی نداشتند. در این شرایط سؤال من از آنها این بود: شما که به مسائل خانه خود و به سفره زندگی خودتان در خانه حساسیت ندارید و نمی‌دانید که این نان با چه قیمت و چه رنجی به سر سفره شما می‌رسد، چطور می‌توانید به مسائل اجتماع خود حساس باشید؛ چون خبرنگار باید در وهله اول به مسائل اجتماعی خود حساس باشد.

 

  • سؤالی از شما دارم، آن شخصی که شما امتحان نان از او گرفتید، برجسته‌ترین آدمی نبوده که شما استخدام کردید. شاید بتوانم بگویم اولین اسمی که به ذهنم می‌آید و برجسته‌ترین شخصی بوده که استخدام کرده‌اید، آقای سعید لیلاز بوده که او را در روزنامه اطلاعات استخدام کردید. شما آنجا از آقای لیلاز چیزی نپرسیدید؛ وی نه تحصیلات مرتبط با اقتصاد داشت و نه روزنامه‌نگاری خوانده بود و فقط برای شما یادداشت می‌فرستاد و شما تشخیص دادید که این آدم باید به روزنامه بیاید. یادتان هست؟

بله دقیقا. نکته همین جاست. مثلا در مورد همین فرد مشخص که شما مطرح کردید، نکته این بود که من از او پرسیدم الان که در یک مغازه کار می‌کنی چقدر حقوق می‌گیری؟ او پاسخ داد: ماهی ده تومان. من به او گفتم ما ماهی چهار تومان به تو می‌دهیم، حاضری بیایی؟ گفت با کمال میل. در واقع می‌خواهم بگویم که بقیه صحبت‌ها و معلومات او نشان‌ داده بود که اتفاقا همان آدمی است که نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعۀ خود حساس است و هدف او از اشتغال صرف پول درآوردن نیست. اگر کسی صبح از خانه خود با هدف کسب درآمد و تأمین معاش بیرون بیاید، ما معتقدیم که کار او عبادت و تلاش مقدس است. ما انتظار نداریم کسی در قبال کاری که انجام می‌دهد پول نگیرد ولی در این حرفۀ خاص، معتقدیم نباید پول درآوردن انگیزه اول و اصلی باشد.

 

  • شما برای روزنامه‌نگار اقتصادی یک دغدغه اجتماعی قائل هستید و فکر می‌کنم این شرایط را برای روزنامه‌نگار سیاسی یا اجتماعی و مسائل فرهنگی نیز می‌توان فرض کرد. تفاوت آن‌ها با روزنامه‌نگار اقتصادی چیست؟

 روزنامه‌نگار اقتصادی باید با مفاهیم اقتصادی آشنایی داشته باشد. در روزنامه‌های عمومی شما می‌توانید تخصص‌های رشته‌ای را در درجۀ دوم اهمیت قرارداده و بگویید در وهله اول روزنامه‌نگار بودن مهم است اما اگر قرار باشد کار اقتصادی به صورت تخصصی دنبال شود، بدون آشنایی با مفاهیم اقتصادی قطعاً امکان‌پذیر نیست؛ زیرا در مسائل اقتصادی مدام صحبت از رشد تولید، هزینۀ تمام شده، نرخ سود بانکی، افت تولید، ترازنامه، میزان دارایی‌ها، بدهی‌ها و اوراق سهام می‌شود. اگر خبرنگار دانشی در‌این‌باره نداشته باشد، اصلاً متوجه مطلب نخواهد شد. نکته‌ای که من و خود شما همیشه راجع به آن بحث داشتیم، آشنایی دقیق با اعداد و ارقام بود و الان بیشتر از آن که دنبال این باشیم که خبرنگاران با مفاهیم اقتصادی آشنا باشند، دنبال این هستیم که آنها با اعداد و ارقام به طور کامل و دقیق آشنایی داشته باشند؛ یعنی فرق میلیون و میلیارد و هزار را دقیق‌تر بدانند. بیشتر اشتباهاتی که در کار خبرنگاران می‌بینیم، ناشی از ناآشنایی آنها با اعداد و ارقام است در حالی که در گزارش‌ها و اخبار اقتصادی، دقیق بودن آمار و ارقام بسیار مهم است.

 

  • به نظر شما این مبحث را در عین کار یاد می‌گیرند یا یاد گرفته­اند؟ تجربۀ شما در این زمینه چه بوده است؟

در مورد آشنایی با ریاضی و قابلیت درست خواندن اعداد و درصدگیری و غیره، باید بگویم این‌ها مفاهیم اولیه آموزشی است که باید در دورۀ دبستان و راهنمایی یاد گرفته باشند. اگر کسی در این دوره‌ها، این مفاهیم را درست یاد نگرفته باشد، من خیلی به ندرت دیده‌ام که در دوره‌های بعدی توانسته باشد این مفاهیم را درست یاد بگیرد.

 

  • بگذارید سؤال دیگری بپرسم. ‌شما چند سال سابقه کار در حوزۀ مجلس هم داشته‌اید. در حوزۀ اقتصاد هم یادم هست به آنچه در مجلس می‌گذشت، توجه ویژه نشان می‌دادید. چرا؟

مجلس بهترین نهادی است که شما می‌توانید فضای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه را در آن درک کنید. جناح‌بندی‌ها و گروه‌بندی‌ها خیلی سریع در مجلس شناخته می‌شود؛ چون در گفتارها، در مواقع مذاکرات و تصمیم‌گیری‌ها و تصویب قوانین خیلی بحث می‌شود و جوانب مختلف موضوع از دیدگاه نمایندگان مردم و با زبان ساده مطرح می‌شود.  بحث‌های مربوط به لوایح اقتصادی خیلی آموزنده است.

 

  • به هر حال ما از نظر دانش اقتصادی، در بخش‌های اقتصادی کشور کاستی‌هایی داریم؛ مثال بارز آن سخن آقای جلال‌پور، رئیس اتاق ایران است که چندی پیش در صفحۀ اینستاگرام خود گفته بود: خبرنگاران کم اطلاع هستند و آگاهی آنها باید بیشتر شود، آنها آمارها را- همانطور که شما هم گفتید- اشتباه می‌دهند و باید سطح دانش اقتصادی آنها افزایش پیدا کند. به عقیدۀ شما چه کسی باید سطح دانش خبرنگاران ما را افزایش دهد؟ متولی آن‌ در جامعه کیست؟

صحبتی که آقای جلال‌پور عنوان کردند، اولین بار نیست که مطرح می‌شود. به خاطر می‌آورم که مرحوم دکتر حسن حبیبی در مراسم اولین سالگرد تأسیس روزنامۀ همشهری، به شدت از این قضیه و بی­توجهی خبرنگاران به آمارهای اقتصادی و اینکه تفاوت میلیون و میلیارد را نمی‌دانند، گله کرد و اصرار می‌کرد که خبرنگاران باید دانش خود را بالا ببرند.

من نمی‌توانم بگویم که متولی این قضیه کیست. اما در جمع‌بندی سؤال اول، باید بگویم معتقدم اولین شرط برای یک خبرنگار علاقه و دغدغه داشتن نسبت به مسائل اجتماعی و جامعه خویش است. دومین شرط دانش لازم آن است و سومین شرط داشتن روابط عمومی خوب است. یک خبرنگار برای کسب اطلاعات باید بتواند خیلی خوب ارتباط برقرار کند. من این سه شرط را لازم می‌دانم، هر سه آنها دارای اهمیت است و به ترتیب اهمیتشان هم بیان کردم؛ یعنی اول علاقه، دوم دانش و سوم روابط عمومی خوب است.

در مورد سؤالی که پرسیدید “چه کسی متولی این افزایش دانش است” باید گفت اول از همه خود خبرنگار که باید آن­قدر علاقه و دغدغه داشته باشد که برای پی‌بردن دقیق‌تر به مفاهیم، به دانش خویش اضافه کند. دوم، متولیان بنگاه‌های اطلاعاتی و خبر‌رسانی هستند که باید در افزایش آگاهی خبرنگارانشان کوشش کنند؛ البته اقتصاد ما به شدت دولتی است و دولت در جامعه و اقتصاد ما نقش‌ زیادی دارد. من بارها دیده‌ام که از سوی دستگاه‌های دولتی در هر رشته کلاس‌های آموزشی گذاشته‌اند؛ مثلا سازمان بورس به طور مکرر برای خبرنگاران جهت آشنایی با مفاهیم بورس و اوراق بهادار دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی گذاشته‌ است. یا بانک مرکزی در همه گزارش‌هایی که منتشر می‌کند، ابتدا یک سری تعاریف را قرار می‌دهد. همچنین دیده‌ام که خیلی از سازمان‌های دیگر نیز این کار را انجام داده‌اند؛ یعنی برای اینکه خبرنگاران بتوانند بهتر فعالیت آنها را منعکس کنند، کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی برای خبرنگاران گذاشته‌اند. بسیاری از بازدیدهایی که دستگاه‌های دولتی ترتیب می‌دهند، به این منظور است که خبرنگاران به طور عینی‌ با فعالیت‌های آن سازمان یا واحد آشنا شوند. آنها به جای اینکه بخواهند گزارش تبلیغاتی منتشر کنند، می‌خواهند که خبرنگاران آموزش دیده و با نوع فعالیت آنها آشنا شوند.

 

  • این‌ها یک سری فعالیت‌های نامتمرکز و اتفاقی است که جای آموزش آکادمیک را نمی‌گیرد. اما با توجه به وضعیت کنونی و سوابقی که شما در حوزۀ خبرنگاری اقتصادی، دارید آیا می‌توان گفت شیوه آموزش و یادگیری در مطبوعات ما در حوزۀ اقتصاد، تاکنون از طریق استاد- شا‌گردی بوده است؟

بله، دقیقا؛ غیراز این نبوده است. البته در بقیۀ رشته‌ها هم همین طور است. در رشته‌هایی مانند پزشکی، دانشجو از ترم دوم به بیمارستان فرستاده می‌شود و آن­قدر باید کارآموزی انجام دهد تا خبره شود. در آنجا چون موضوع جان انسان‌هاست، واقعا تلاش می‌شود که دانشجوی پزشکی تا آموزش‌ها را کاملا فرا نگرفته باشد، مدرک دریافت نکند؛ چون نتیجه آن بسیار سریع مشخص می‌شود ولی در رشته‌‌های علوم انسانی چنین نیست.

 

  • به نظر شما پایان این دوره استاد-شاگردی چه زمانی فرامی‌رسد؟

به طور کلی جریان اطلاع‌رسانی در مطبوعات ما دچار چند عارضه است. اگر این عارضه‌ها رفع شود، این دوره‌ها هم به پایان می‌رسد. اول آنکه، دولت نقش بسیار مهمی در اقتصاد ایران دارد، ارقام مختلفی از ۷۰ تا ۹۰درصد گفته می‌شود که اقتصاد ایران دولتی‌ست ما واقعا اطلاع دقیقی نداریم که چه حجمی از اقتصاد ایران دولتی‌ است.؛ چون بخش‌های خیلی بزرگی از آن قطعا دولتی نیستند؛ مانند کشاورزی و ساختمان‌سازی که دولت در آنها سهم خیلی کمی دارد. اما به هر حال بخش عمده اقتصاد ما دولتی است، یعنی مطبوعات که رگ حیاتشان آگهی است، از این طریق به دولت وصل هستند؛ یعنی اگر مؤسسات دولتی به روزنامه‌ها و سایر شبکه‌های خبری و رسانه‌ها آگهی ندهند، آنها نمی‌توانند اداره شوند. دوم، یارانه‌ای است که به مطبوعات، شبکه‌های خبری و حتی سایت‌ها پرداخت می‌شود. این موضوعات باعث شده است که فضای کار مطبوعاتی چندان رقابتی نباشد، بلکه بیشتر رانت­جویانه  و چشم دوختن به دریافت کمک‌ از دولت باشد. اگر این فضا رقابتی بود، روزنامه‌ها و متولیان آنها به این نتیجه می‌رسیدند که باید کار تخصصی و دقیق‌تری ارائه دهند و وقتی آنها بخواهند کار تخصصی و دقیق ارائه دهند، ناچار هستند که به خبرنگارانشان آموزش‌های دقیق‌تر و کلاسیک‌تری بدهند. ­اینجاست که موضوع به سؤال شما مربوط می‌شود، من معتقدم تا این عارضه‌ها وجود دارد و تا فضای مطبوعاتی ما رقابتی نشود و پیش از آن تا فضای اقتصادی رقابتی نشود و فضا رانتی و متکی به کمک‌های دولتی باشد، نیازی به آموزش حس نمی‌شود.

 

  • این صحبت شما اگر تعلیق به محال نباشد، در واقع یک آیندۀ بسیار دور از دسترس است.

نه، دور از دسترس نیست. اکنون دیگر دورۀ درآمدهای افسانه‌ای نفت به طور کامل به پایان رسیده است و همه به این نتیجه رسیده‌اند که دولت‌ها دیگر نمی‌توانند به نفت متکی باشند. به همین علت است که مسئلۀ اقتصاد مقاومتی مرتب مطرح می‌شود. همۀ این‌ها به این مفهوم است که دولت باید کشور را به سمت یک اقتصاد رقابتی در همۀ عرصه‌ها و به سمت آزادسازی اقتصادی پیش ببرد. خصوصی‌سازی مسئله‌ای­ است که سالها در برنامۀ دولت‌های مختلف در ایران قرار داشته و دیگر کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. همه به دنبال آن هستند که خصوصی‌سازی انجام شود و رقابت شکل بگیرد.

 

  • موضوع دیگری که به نظر من لازم است راجع به آن صحبت کنیم، این است که دوستی به من می‌گفت روابط بین بخش اقتصادی روزنامه‌ها و خبرنگاران اقتصادی با اقتصادگردان‌ها، فعالان اقتصادی و اعضای اتاق‌ها روابط مریضی است و سالم نیست. من فکر کردم که منظور او این است که روزنامه‌ها و خبرنگاران قلم‌فروشی می‌کنند. اما ایشان می‌گفتند فضایی به وجود آمده که روزنامه‌ها نمی‌توانند در خدمت صنعت‌گرها باشند. یعنی اگر یک خبرنگار احیانا بنویسد فلان کارخانه وضع خوبی دارد یا چرا به وضع او رسیدگی نمی‌شود، به نظر می‌رسد حتماً چیزی گرفته که این مطلب را عنوان کرده است. اگر کارخانه‌ یا تولیدکننده‌ای کار برجسته‌ای انجام دهد و بخواهند آن را مطرح کنند، به این مفهوم خواهد بود که آن خبرنگار یا روزنامه حتماً پولی از آن شخص گرفته یا رانتی به او تعلق گرفته است. در حالی که نشریات دیگر در دنیا بدون اینکه پولی دریافت کنند، اعلام می‌کنند که مثلا فلان تولیدکنندۀ ژاپنی فلان ابتکار یا پیشرفت را توانسته حاصل کند؛ حال ممکن است که بعداً آن تولیدکننده آگهی هم به آن روزنامه بدهد ‌ولی اینکه روزنامه‌ای این خبر را مطرح می‌کند، اساساً به این معنی نیست که یک روابط اقتصادی ناسالم بین آنها برقرار شده است. حال به نظر شما در کشور ما چگونه می‌توان این مشکل را از بین برد؟

رئیس‌جمهور چند بار در سخنرانی‌های خود به این نکته اشاره کرد که همواره این اقتصاد بوده که به سیاست سوبسید داده است. حال وقت آن رسیده که سیاست نیز به اقتصاد سوبسید دهد یا دست‌کم دیگر از اقتصاد سوبسید نخواهد. این مطلب دقیقا به مباحث ما مربوط می‌شود، یعنی وقتی فضای اقتصادی ایران سیاست‌زده شود، وقتی اقتصاد رانتی و غیر‌رقابتی شود، همۀ این روابط ناسالم هم در آن ایجاد می‌شود. در همه روزنامه‌های دنیا همان­طور که شما به آن اشاره کردید، اخبار شرکت‌‌ها و بنگاه‌ها وجود دارد. ما در روزنامه دنیای اقتصاد –که اکنون به پرتیراژترین و موثرترین روزنامۀ اقتصادی تبدیل شده است- نزدیک به سه الی چهار سال است که اخبار بنگاهی را از سایر اخبار تفکیک کرده‌ایم؛ البته در این زمینه خیلی موفق نبوده‌ایم، زیرا اخبار بنگاهی بیشتر به اخبار روابط عمومی بنگاه‌ها تبدیل شده است که در آن همه در صدد نشان‌دادن یک چهره مثبت و موجه از سازمان خود هستند؛ ولی این قضیه را کاملا تفکیک کرده‌ایم که کسانی که می‌خواهند در چارچوب روابط مالی و آگهی جای گیرند، اخبارشان را از اخبار جدی جدا کنند؛ و این اعتماد بین مخاطب رسانه و رسانه باید به‌وجود آید که اخبار کلان و کلی اقتصادی، هیچ نوع آمیختگی‌ای با منافع مالی ندارد. در روزنامه‌های بزرگ دنیا هم اخبار شرکتی و بنگاهی وجود دارد ولی هیچ‌کس وقتی این مطالب را می‌خواند، تلقی وجود یک رابطۀ خاص بین بنگاه و روزنامه را ندارد؛ البته این موضوع به قدرت نهادهای مدنی مانند انجمن‌هایی که برای حمایت از مصرف‌کننده یا تولیدکننده ایجاد می‌شود هم بستگی دارد. درواقع آنجا نهادهای مدنی‌ای وجود دارد که ناظر بر کیفیت کالاها، بدون وابستگی به دولت، هستند و صحت و سقم اخبار روزنامه‌ها در مورد شرکت‌ها و بنگاه‌ها را این نهادهای غیرانتفاعی تعیین می‌کنند، در آنجاست که مخاطب اعتماد می‌کند؛ ولی بجز کاری که ما انجام داده‌ایم –که اخبار شرکت‌ها را جدا کرده‌ایم- تاکنون ندیده‌ایم که هیچ رسانه دیگری اخبار شرکتی را از اخبار کلان اقتصادی تفکیک کند و ما هم که انجام داده‌ایم، هنوز در ابتدای راه هستیم ولی امیدواریم که بتوانیم ادامه دهیم و آن را به سرانجام رسانیم تا این تفکیک‌ها به طور کامل صورت پذیرد. این تفکیک‌ها حتما باید صورت گیرند وگرنه در اخبار اقتصادی، معمولا نفع اقتصادی هم وجود دارد؛ مثلا وقتی شما می‌خواهید از اخبار یک بنگاه بگویید، برای او نفع یا ضرر دارد. شما می‌دانید که تبلیغاتی که اکنون بنگاه‌ها و شرکت‌ها انجام می‌دهند، هزینه‌های خیلی زیاد دارد، اما تبلیغ را غیرمستقیم انجام می‌دهند؛ ممکن است ارقام بسیار کلانی هم رد و بدل شود. مثالی را برایتان می‌آورم: تبلیغی را دیدم که خیلی برایم جذاب بود، صحنه بازی فوتبال را نشان می‌داد و دیوید بکهام -که آن زمان اوج محبوبیت ورزشی را داشت و ستاره بزرگی بود- بازی می‌کند و گل می‌زند. در استراحت بین دو نیمه در حالی که داشت از داخل تونل به سمت رختکن می‌رفت، پسر بچه‌‌ای که یک قوطی نوشابه در دستش دارد را می‌بیند و برایش جذاب است که پسربچه منتظر اوست. به او می‌گوید نوشابه‌ات را به من می‌دهی تا من از آن بخورم؟ پسربچه نوشابه را به او می‌دهد، دیوید بکهام جرعه‌ای از نوشابه می‌خورد و سپس به او برمی‌گرداند، پسر به پیراهن بکهام اشاره می‌کند و به او می‌گوید پیراهنت را به من می‌دهی؟ – می‌دانید که همه خیلی آرزو دارند که پیراهن ورزشکارهای بزرگ را داشته باشند- بکهام پیراهن­اش را از تن درمی‌آورد و به پسر می‌دهد، پسر دهانه قوطی نوشابه‌اش را با پیراهن پاک می‌کند و بعد پیراهن را به دیوید بکهام برمی‌گرداند. مفهوم این پیام این است که می‌خواهد بگوید این قوطی نوشابه برای من خیلی با‌‌ارزش‌تر از پیراهن چند میلیونی تو است. این تبلیغ را به طور خیلی غیرمستقیم برای پپسی انجام داده‌اند و در کل شیوه‌های تبلیغات آنها به این صورت است. منظورم این است که وقتی شما از اخبار کالا، شرکت و تولید می‌گویید، نفع اقتصادی در آن وجود دارد؛ منتها این نفع اقتصادی باید به صورت مشروع باشد و بدانند اگر یک خبرنگار از کیفیت خوب یک محصول می‌گوید، این کیفیت به تایید انجمن حمایت از مصرف‌کنندگان و اداره استاندارد که همه غیردولتی هستند، رسیده یا خواهد رسید و مطمئن باشند که با این فرض گفته ‌می‌شود نه به خاطر مبالغی که بین خبرنگار و آن سازمان تولیدکننده کالا یا خدمات رد و بدل شده است.

 

  • پیشبرد این سیاست چگونه است. بعضی از این روزنامه‌نگاران به فعالان اقتصادی می‌گویند اگر شما قانون هم بخواهید، ما کاری می‌کنیم که قوانین موردنظر شما در مجلس تصویب شود.

بله، می‌گویند. من با تولیدکنندگانی صحبت کرده‌ام که می‌گفتند به ما مراجعه کرده‌اند و گفته‌اند که ما خبرنگار هستیم و اگر می‌خواهید کالای شما را معرفی کنیم، قیمت آن چنین است؛ اگر می‌خواهید رقیب شما را از میدان به در کنیم، قیمت آن چنان است و اگر می‌خواهید قانون و مقررات به نفع شما تغییر کند، قول نمی‌دهیم که حتما موفق شویم ولی در این جهت که برای حل مشکلات شما قانون و مقررات جدیدی وضع شود، ما تلاش می‌کنیم و قیمت آن هم این‌گونه است. آنها می‌گفتند که به صراحت چنین سخنانی را عنوان می‌کردند و از طرف خبرگزاری‌های مشهوری هم بوده‌اند.

 

  • به نظر شما عمده‌ترین نیاز بخش تولید، اقتصادگردان‌ها و فعالان اقتصادی که خبرنگارهای اقتصادی، سرویس‌های اقتصادی و روزنامه‌ها می‌توانند به آن پاسخ دهند، چیست؟ یعنی روزنامه را با چه مطالبی باید پر کنند تا برای آن فعال اقتصادی و برای کار روزانه او و تصمیم‌گیری‌هایش مفید واقع شود؟

ارائه اطلاعات دقیق و شفاف و تحلیل‌های منطقی و درست. در حال حاضر مطبوعات، در مقایسه با شبکه‌های آنلاین خبری که لحظه به لحظه خبر می‌دهند مانند رادیو، تلویزیون و اینترنت؛ به سمت تحلیل رفته‌اند. این تحلیل‌ها و تفسیرها و پیش‌بینی‌ها باید مؤثر و دقیق باشد، بدون حب و بغض باشد. کسب اطلاعات به مفهوم خبر، اکنون از صدها شبکه‌ای که به صورت آنلاین در حال فعالیت هستند، به سهولت امکان‌پذیر است؛ ولی برای تحلیل و تفسیر اخبار و برای فهم دقیق و پیش‌بینی درست نسبت به آینده، نیاز به تحلیل و تفسیر خبر است و این‌هاست که نیاز به دانش و تحلیل اقتصادی دارد؛ چون معروف است که اقتصاددانان نتیجه را فقط در لحظه نمی‌بینند بلکه آنها نتیجۀ هر تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری را در آینده نیز می‌بینند. به یکی از بحث­هایی که این روزها در جامعۀ ما وجود دارد اشاره می‌کنم: دولت یک بسته رونق اقتصادی ارائه کرده که حاوی یک‌سری سیاست‌گذاری‌هاست تا تقاضا تقویت شود، کالاهای انباشته در انبارها بتواند به فروش رود و از آن طریق، اقتصاد رونقی پیدا کند. در وهله اول این موضوع برای همه خوش‌آیند است؛ چه برای متقاضیان و مردم جامعه که می‌توانند با استفاده از اعتبارات بانکی خرید کنند و چه برای صاحبان کالا و خدمات و تولیدکنندگان که می‌توانند کالاهای خود را بفروشند؛ ولی اینکه در آینده این سیل اعتبارات بانکی چه بلایی بر سر اقتصاد، افزایش حجم نقدینگی و تورم در جامعه می‌آورد، کاری است که باید اقتصاددانان آن را انجام دهند و موضوع را تحلیل و تشریح کنند.

 

  • مفهوم صحبت شما این است که یکی از کارهای عمده و مهم اقتصاددانان که تحلیل است را باید با افزایش تعداد اقتصاددانان انجام داد؛ یعنی تا آنجا که می‌شود پای اقتصاددانان را به عرصه روزنامه‌ها باز کنیم. درست است؟

بله، درواقع باید پای تحلیل‌های دقیق اقتصادی را به روزنامه‌ها باز کنیم.

 

  • بنابراین شاید در این صورت بتوانیم فرض کنیم که روزنامه‌نگاران باید پرسش‌گران خوبی در حوزۀ اقتصاد باشند؟

بله، بیشتر باید این‌گونه باشند. در ابتدا عرض کردم که سه شرط وجود دارد: اولی علاقه، دومی دانش و سومی روابط عمومی خوب.

روابط عمومی خوب به این مفهوم است که خبرنگار خوب اقتصادی باید بتواند با تحلیلگر خوب اقتصادی ارتباط برقرار کند، برای کشاندن پای او به روزنامه و استفاده از دانش او. کار عمده‌ای که رسانه‌ها باید انجام دهند این است که متخصصان را به عرصۀ عمومی بکشانند تا تحلیل‌های این متخصصان فقط نزد خود و سازمان متبوعشان باقی نماند. آنها باید نظریات مختلف را برای استفاده عموم منتشر کنند تا از این تضارب افکار و عقاید و تحلیل‌های مختلف، واقعیت مشخص شود. جملۀ مشهوری است که ما همیشه از آن استفاده می‌کردیم: خبرنگار خوب اقتصادی لزوماً نباید یک نویسنده خوب باشد –گرچه اگر اینگونه باشد خیلی خوب است- ولی بیشتر از اینکه به قدرت نویسندگی نیاز داشته باشد، با قدرت پیونددهندگی خود باید بتواند مطبوعات را به اقتصاددانان و تحلیلگران وصل کند.

 

منبع: افق اقتصاد

۱۳۹۴/۱۱/۰۳